برگردان به زبان ساده
کی میدهم به جنس دوا نقد درد را!
سودا به خونِ می نکنم رنگ زرد را
هوش مصنوعی: من هرگز به کسی دارویی نمیدهم که دردش را با پول نقد بپردازد! نمیخواهم حال و روز خوبم را با غم و اندوه رنگین کنم.
از هر چه بود چشم به زلف تو دوختم
زنجیر کردم این نگه هرزهگرد را
هوش مصنوعی: من به هر چیزی که نگاه میکردم، چشمم به زلف تو بود و این نگاه سرگردان را به زنجیر کشیدم.
گرمی مکن به غیر، مبادا که ناگهان
بیرون دهم ز سینة گرم آه سرد را
هوش مصنوعی: به دیگران محبتی نشان نده، مبادا ناگهان احساساتی که در دل داری و باعث ناراحتیات میشود، به یکباره بیرون بریزد.
گاهی فتد به ما نگه شوخ چشم یار
کردیم رام آهوی صحرانورد را
هوش مصنوعی: گاهی نگاه شوخ و بازیگوش معشوق بر ما میافتد، بهگونهای که ما را مانند آهویی رام و فرمانبردار میکند.
فیّاض شد ملول که یارب غبارِ کیست
بر درگه تو دید چو بنشسته گرد را
هوش مصنوعی: سرشار از خشم و ناراحتی، خداوند به کسانی که در آستانهی او نشستهاند، نگاه میکند و با تعجب میپرسد: این غبار از چیست که بر درگاه تو نشسته است؟