برگردان به زبان ساده
آنانکه پی به راه توکّل فشردهاند
صاف رضا ز درد تحمّل فشردهاند
هوش مصنوعی: کسانی که به مسیر توکل آشنا شدهاند، با رضایت و بدون شکایت در برابر مشکلات و دردها ایستادهاند.
غافل مشو ز ساغر سرشار التفات
کاین جرعه را ز تیغ تغافل فشردهاند
هوش مصنوعی: بیتوجه نباش به جام پر از توجه، زیرا این جرعه از تیزبینی و بیتوجهی گرفته شده است.
سودای مغزکاوِ دماغ دل مرا
از پیچ و تاب طرّة کاکل فشردهاند
هوش مصنوعی: فکر و احساسات عمیق من به خاطر تجدید نظر در ظرافتهای زیبای زندگی به شدت درگیر شده است.
نازک ترست شکوهام از بوی گل، مگر
این ناله را ز نالة بلبل فشردهاند؟
هوش مصنوعی: شکایت من از بوی گل خیلی لطیفتر و ظریفتر است، آیا این نالهای که من میزنم، از ناله بلبل فشرده شده است؟
تا دادهاند طبع مرا آب و رنگ فکر
خون از رگ هزار تأمّل فشردهاند
هوش مصنوعی: تا زمانی که از آب و رنگ طبع من بهرهبرداری شده، هزاران فکر و اندیشه در رگهای من فشرده شده است.
سودائیان فکر به تشبیه زلف یار
خوناب حسرت از دل سنبل فشردهاند
هوش مصنوعی: عاشقان در خیال زلف معشوق خود را به گل سنبل تشبیه کرده و از شدت حسرت و longing دلهایشان پر از غم و اندوه شده است.
تا چهرهاش به آب نزاکت سرشته شد
از لاله رنگ و نازکی از گل فشردهاند
هوش مصنوعی: چهرهاش به لطافت و زیبایی به مانند گل لاله است و نازکیاش را از گلها به دست آوردهاند.
در عهد زلفش از رگ اندیشه اهل فکر
سودای امتناع تسلسل فشردهاند
هوش مصنوعی: در زمان حضور زلف او، اندیشمندان دچار این تفکر شدند که نمیتوانند تسلسل را ادامه دهند و به نوعی از آن دوری کردند.
دلدادگان عشق ز شریان آرزو
خون فساد عرض تجمّل فشردهاند
هوش مصنوعی: عاشقان عشق، با امیدها و آرزوهای خود، به دروغ به زیباییها و تجملات دنیوی چسبیدهاند و از این رو، دلشان را با آرزوهای نادرست پر کردهاند.
مردان عشق در گذر سیل حادثات
پای ثبات سختتر از پل فشردهاند
هوش مصنوعی: مردان عشق با وجود دشواریها و مشکلات زیاد، استقامت و ایستادگی خود را از دست نمیدهند و همچون پلی محکم و مقاوم باقی میمانند.
فیّاض آبروی دو عالم مجرّدان
از گوشة ردای توکّل فشردهاند
هوش مصنوعی: آبرو و کرم دو عالم، از گوشهی اعتماد و توکل تو به هم نزدیک شدهاند.