چه سازم دست دردی دامن جانم نمیگیرد
که امید دوا در یاد درمانم نمیگیرد
به راه کوی او یک دم ز ضعف پا نمیافتم
که بوی گل در آغوش گلستانم نمیگیرد
چه لازم دل رهین منّت باد صبا کردن
چرا گل نسخة چاک از گریبانم نمیگیرد
پر عنقا به سر از صیدگاه وصل میآیم
دگر گرد شکاری طرف دامانم نمیگیرد
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
چه سازم دست دردی دامن جانم نمیگیرد