برگردان به زبان ساده
کارم از گفتن لطفت به غرامت افتاد
صوفی از قرب به اظهار کرامت افتاد
هوش مصنوعی: من به دلیل عشق و لطف تو، از بیان احساساتم ناتوان شدم و تو به مقام بلند و کرامتت دست یافتی.
گشت معلوم که با من چه قیامت کردست
هر که را چشم بر آن جلوة قامت افتاد
هوش مصنوعی: هر کسی که به تماشای زیبایی و قامت تو مینگرد، متوجه میشود که چه تغییرات و حیرتهایی در دل من ایجاد کردهای.
از پی شیشة من دامن پر سنگ آمد
هر که را راه به وادیّ ملامت افتاد
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنبال شیشه من آمده، با خود بار سنگینی از ملامت و سرزنش به همراه دارد.
همه را در ره او پای فرو رفت به گنج
سعی ما بود که کارش به ندامت افتاد
هوش مصنوعی: همه در مسیر او پا گذاشتند، ولی تلاش ما به جایی نرسید و کارشان به پشیمانی انجامید.
تو خود از ننگ نیایی بر ما، ما از بیم
وه که دیدار به فردای قیامت افتاد
هوش مصنوعی: تو خود از شرم به پیش ما نمیآیی، ما هم از ترس اینکه ممکن است دیدار در روز قیامت باشد، عقبنشینی میکنیم.
رخت بردند ز غربت به وطن همسفران
سفر ماست که در بند اقامت افتاد
هوش مصنوعی: همسفران ما که یادگار غربت هستند، به وطن برگشتهاند و این سفر ما به دلیل ماندن در یک مکان به تعویق افتاده است.
من و فیّاض به هم غرقه درین بحر شدیم
که ازین ورطه ندانم به سلامت افتاد؟
هوش مصنوعی: من و فیاض در این دریا به شدت غرق شدهایم و نمیدانم که از این چالش به سلامت خارج خواهیم شد یا نه.