برگردان به زبان ساده
در دیار دل که کس جز حسن جولانی نداشت
عشق غیر از ناتوانی مردِ میدانی نداشت
هوش مصنوعی: در سرزمین دل، هیچکس جز زیبایی حسن جولانی وجود ندارد و عشق چیزی جز ناتوانی مردی که در میدان است، به همراه نداشته است.
عشرت بیطالعان هرگز تمام اجزا نبود
دامنی گر داشت این خلعت گریبانی نداشت
هوش مصنوعی: زندگی خوشبختی نیاکان بیدستآورد هرگز کامل نیست؛ اگرچه زیباییهایی در آن وجود دارد، اما بهطور کلی از برکت و فایده خالی است.
عشق اگر دارد خطر از شومی کامست و بس
تا هوس پیدا نشد این ره بیابانی نداشت
هوش مصنوعی: عشق اگرچه با خطراتی همراه است، تنها باعث بدشانسی و حوادث ناخوشایند میشود. تا زمانی که آرزوها و خواستههای نفس به وجود نیامده، این مسیر عشق بیپایان و ویران کننده نخواهد بود.
مشت خاکم بر هوا میرفت پیش از عشق یار
لیکن از بهر نشستن طرف دامانی نداشت
هوش مصنوعی: قبل از اینکه عاشق یار شوم، مثل خاکی بودم که به باد میرفت و هیچ جایی برای نشستن نداشتم.
عشق غارت کرد هر جا دین و ایمانی که دید
زاهد بیچاره مفتی زد که ایمانی نداشت
هوش مصنوعی: عشق باعث شده است که هر جا که نشانهای از دین و ایمان دیده شود، آن را تحت تأثیر قرار دهد. زاهد بیچاره، که در ظاهر خود را عالم میداند، در واقع ایمان واقعی ندارد و فقط از روی ظاهر قضاوت میکند.
نالة من شاخ گل در آستین میپرورد
عندلیبی همچو من هرگز گلستانی نداشت
هوش مصنوعی: من در دلم عشق و احساس را مانند شاخ گل پرورش میدهم، اما همچون من، پرندهای چون عَندلیب هرگز جایی برای شکوفایی و زندگی نداشته است.
عالم از عشق تو گفتی نسخة تصویر بود
هر که را انگشت بر لب میزدم جانی نداشت
هوش مصنوعی: دنیا از عشق تو سخن میگفت، اما هر کسی که به او اشاره میکردم، روح و زندگی نداشت.