برگردان به زبان ساده
جز زلف تو ما را سر سودای دگر نیست
سر رشتة ما از سر زلف تو به در نیست
هوش مصنوعی: جز موهای تو آرزوی دیگری نداریم و سرنوشت ما جدا از زلف تو نیست.
از جنبش ابروی تو خورشید هراسد
جایی که تو شمشیر کشی جای سپر نیست
هوش مصنوعی: جنبش ابروی تو آنقدر خیرهکننده و زنده است که حتی خورشید از آن میترسد. در جایی که تو شمشیر را از نیام بیرون میآوری، دیگر جایی برای دفاع و محافظت وجود ندارد.
از روی بتان آینه را نقش نشستهست
این یاری اقبال بود کار هنر نیست
هوش مصنوعی: نمای آینه به شکل بتی است که بر روی آن نقش بسته شده و این نشاندهندهی لطف و همراهی سرنوشت است؛ این کار به خاطر هنر نیست.
چیزی که غبار از دل پردرد رباید
در خطّة تقدیر به جز گرد سفر نیست
هوش مصنوعی: چیزهایی که میتوانند از دل پر درد و غم پاکی و آرامش بگیرند، در سرنوشت جز سفر و گردش نیستند.
فیّاض اگر آه تو آتشزن گیتی است
در خرمنِ افلاک چرا دود اثر نیست؟
هوش مصنوعی: اگر پروردگار، برآشفتن درد تو آتشی برای دنیا ساخته، پس چرا در دنیای بینهایت آسمانها، هیچ دودی از آن وجود ندارد؟