برگردان به زبان ساده
در گلستان طفل شبنم تا به دوش گل نشست
غنچه از بیطاقتی خونابه نوش گل نشست
هوش مصنوعی: در بوستان، شبنم کودکی بر دوش گل نشسته و غنچه به خاطر بیتابیاش، از نوشیدن شیره گل آرامش نیافته است.
بوی گل غارتگر هوش است اما در چمن
نالة بلبل کمینآرای هوش گل نشست
هوش مصنوعی: بو و عطر گل قدرتی دارند که میتوانند ذهن را به خود مشغول کنند، اما در میان چمن، صدای دلنواز بلبل همچون تلهای برای جلب توجه و تفکر به زیبایی گل است.
حرف روی دلکشت میگفت بلبل در چمن
این سخن چون گوهر شبنم به گوش گل نشست
هوش مصنوعی: بلبل در چمن در دل خود رازهایی داشت و آن را به آرامی بیان میکرد. این کلماتش مانند شبنم، که بر روی گلها مینشیند، به گوش گل رسید و زیبایی خاصی به وجود آورد.
هفتة گل زود آخر شد که بلبل بر بهار
آب زد از گریه چندانی که جوش گل نشست
هوش مصنوعی: به زودی خوشحالی و زیبایی گلها به پایان رسید، چرا که بلبل از شدت گریه بر بهار، آنچنان آب بر گلها ریخت که گلها پژمرده شدند.
زخم را فیّاض اگر آغوش بگشایی ز هم
در چمن عمری توان حسرتفروش گل نشست
هوش مصنوعی: اگر به زخم دل خود رحم کنی و آن را با آغوشی گرم بپذیری، این امکان وجود دارد که مدت زیادی از عمرت را در حسرت گلهای زیبا سپری کنی.