برگردان به زبان ساده
ای زبده دودمان دولت
جان زنده به تو چو مغز از هوش
هوش مصنوعی: ای بهترین نماینده خاندان قدرت، زندگی من به تو وابسته است، مانند اینکه مغز به هوش نیاز دارد.
تو نشئهی خانهزاد قدسی
ای از تو شراب فیض در جوش
هوش مصنوعی: تو مانند موجودی آسمانی و پاک به نظر میرسی و از وجود تو مانند شرابی که از زمین برمیخیزد، برکات و نعمتها جاری است.
اینک صف قدسیان به گردت
همچون مژه گرد دیده مدهوش
هوش مصنوعی: حالا گروهی از فرشتگان به دور تو حلقه زدهاند، مانند مژگان که دور چشم در حال استراحت هستند.
یک جوش ز لجههای جودت
برداشت ز دیگ چرخ سرپوش
هوش مصنوعی: یک زبانه از عمق دریا به خاطر بزرگواری تو به سطح آب آمد و مانند بخاری که از دیگ غذا بالا میرود، نمایان شد.
چون نقش نگین خویش منشین
با این همه جوش جود خاموش
هوش مصنوعی: همانطور که نگین در جواهر میدرخشد، خودت را در میان این همه شور و هیجان محبت، پنهان نکن.
یک بار سوال کن ز لطفت
ای لطف تو با حیات همدوش
هوش مصنوعی: یک بار از لطفت بپرس که آیا عشق و محبت تو با زندگی مرا همراهی میکند؟
کان ناله خونفشان اسیرست
یارب به کدام پرده گوش
هوش مصنوعی: آیا نالههای دردآور و خونین این اسیر به کدام گوش میرسد؟
و آن قطره اشک پر تب و تاب
بر خاک که آرمیده از جوش
هوش مصنوعی: آن قطره اشک پرحرارت که بر خاک نشسته است، نشاندهنده عمق احساسات و دیوانگی عاشقانه است.
ای دست تو عید خاتم جم
چون حلقه زلف را بناگوش
هوش مصنوعی: ای دست تو مانند حلقهی زلف، زیبا و دلنواز است، همچون جشن عید که پایان خوشی را به همراه دارد.
گفتم که کنم چو عید گردد
از دست تو جام عافیت نوش
هوش مصنوعی: گفتم وقتی عید بیاید و از تو دور شوم، باید جام خوشی و شادابی را بنوشم.
کی دانستم که بر دل تو
همچو رمضان شوم فراموش
هوش مصنوعی: نمیدانستم که به دل تو تبدیل به یاد و خاطرهای فراموششده میشوم، مانند ماه رمضان که به تدریج از یاد میرود.