برگردان به زبان ساده
جنونی کو که سرگردان کنم در دیده طوفان را
ز برق کبریای اشک سوزم طور مژگان را
هوش مصنوعی: شخصی را میسازم که در حالت جنون و سرگردانی به سر میبرد. در چشمان او طوفانی ایجاد میکنم و از شدت اشکهایی که مانند صاعقه درخشنده هستند، مژگان او را میسوزانم.
گرفتم سرمه از خاک ره نازی که میبینم
عیان در گردن بیداد او خون شهیدان را
هوش مصنوعی: از خاک راه محبوبی که میبینم، سرمهای گرفتم؛ زیرا که در گردن ظلم و ستم او، خون شهیدان به وضوح نمایان است.
پرستار سر زلفی شدم وز شرم میسوزم
که نشتر زار کردم از حسد رگهای ایمان را
هوش مصنوعی: من به پرستاری از موهای کسی مشغول شدم و از شرم در درون میسوزم، زیرا به خاطر حسادت، به رگهای ایمان آسیب رساندهام.
پریشانی مرا افزاید از جمعیت خاطر
چو از شیرازه بند شانه آن زلف پریشان را
هوش مصنوعی: هر چه بیشتر در کنار دیگران باشم، دلشوره و بیقراریام بیشتر میشود، درست مثل زمانی که بند شانهای که موهای پریشان را نگه میدارد، شل و نامنظم میشود.
به هم دیریست تا کردند دیر و کعبه صلح کل
ندانم چیست باعث کینه گبر و مسلمان را
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که معبد و کعبه را در کنار هم قرار دادهاند، اما نمیدانم چه چیزی باعث دشمنی بین زرتشتیان و مسلمانان شده است.
بخیلی نیست آیین محبت لیکن از غیرت
درون جان کنم از سینه پنهان داغ حرمان را
هوش مصنوعی: محبت قوانین خاصی ندارد، اما به خاطر غیرتم، درد و اندوهی که در درونم دارم را از دیگران پنهان میکنم.
نمیدانم فصیحی چون به هوش خویش باز آید
کسی کز دست حسن آراست آن صفهای مژگان را
هوش مصنوعی: نمیدانم چه کسی میتواند مانند او که با زیبایی چشمهایش صفوف مژگان را آراسته، به هوش خود برگردد.