برگردان به زبان ساده
از دل هزار لخت به چشم نثار رفت
جز داغ هر چه بود درین لالهزار رفت
هوش مصنوعی: از دل بسیار دلتنگیها، تنها اندوه و درد به چشم منتقل شد و همه چیزهایی که بود، در این دشت گلهای لاله از بین رفت.
ضعفم چنان گداخت که طوفان اشک دوش
صد جا نشست از مژه تا در کنار رفت
هوش مصنوعی: ناتوانی من به حدی است که اشکهای فراوانی به صورتام ریخته و در نقاط مختلفی از چهرهام نشستهاند و از چشمهایم تا کنار صورتام جاری شدهاند.
آن دیده گو ذخیره دیدار مینهاد
نیرنگ بخت بین که به دنبال یار رفت
هوش مصنوعی: چشمانش را به یاد ملاقات با یار ذخیره میکرد و به دقت مینگریست تا ببیند که بختش چه نیرنگهایی میزند و به کجا میرسد.
بگذشت عمر و غنچه ما ناشکفته ماند
این ماتم دگر که ز باغم بهار رفت
هوش مصنوعی: عمر ما به سرعت گذشت و هنوز جوانی و زیباییمان شکوفا نشده است. حالا این غم جدید را داریم که بهار زندگیام از باغم رفته است.
ای کاش پیشتر ز فصیحی نمردمی
تا دیدمی چه بر سرش از هجر یار رفت
هوش مصنوعی: کاش که قبل از این که به خاطر زبان فصیح و زیبا بمیرد، میتوانستم ببینم چه بر سر او در اثر جدایی معشوقش آمده است.