برگردان به زبان ساده
از عمر دمی را به غمی باز نبستیم
یک پرده آهنگ برین ساز نبستیم
هوش مصنوعی: ما هرگز زمانی را که در غم سپری شده باشد، تجربه نکردیم و نتوانستیم نغمهای خوش در این زندگی بسراییم.
ما سادهنوایان بهشتیم چو بلبل
مرغوله بیهوده بر آواز نبستیم
هوش مصنوعی: ما انسانهای سادهدل و خوشروحیم که همچون بلبل بهشت، بیهدف و بیدلیل آواز نمیخوانیم و هر صدایی که میزنیم، معنادار و پر از حس است.
در دام فتادیم صد افسوس کز آن پس
بر بال و پر خود پر پرواز نبستیم
هوش مصنوعی: ما گرفتار شدیم و افسوس میخوریم که پس از آن دیگر نتوانستیم به پرواز درآییم و از بال و پر خود به درستی استفاده کنیم.
تعویذ نکوییست وفا حیف که آن را
بر بازوی آن زلف فسونساز نبستیم
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وقتی از عشق و وفاداری صحبت میشود، احساس حسرت وجود دارد که نمیتوانیم این احساس را به گردن زلف زیبا و جذاب کسی بیندازیم. به عبارتی دیگر، این احساس زیبایی و جذابیت قدرتمند است و ما نتوانستهایم آن را در دنیای واقعی یا در زندگی خود به نمایش بگذاریم.
کردیم فصیحی به فسون شکر که خود را
بر دامن آن غمزه غماز نبستیم
هوش مصنوعی: ما به زیبایی و شگفتی کلام خود پرداختیم، اما خود را به دامن آن چشم فریبنده نچسباندیم.