برگردان به زبان ساده
عمریست تا به درد محبت فسانهایم
چون سایه ز آفتاب طرب بر کرانهایم
هوش مصنوعی: مدتهاست که به خاطر درد عشق، داستانی شدهایم و مانند سایهای هستیم که از تابش آفتاب شادی به کناری رفتهایم.
چون زلف بس که مست پریشانی خودیم
در بند یک خرام نسیم بهانهایم
هوش مصنوعی: ما به خاطر پریشانی زلف خود، همچون بندههایی هستیم که برای نسیمی بهانهای میطلبیم.
بر مصر دام و شهر قفس کم گذشتهایم
ما مرغ روستایی این آشیانهایم
هوش مصنوعی: ما از دیگران و زندگی شهری فاصله گرفتهایم و در این مکان کوچک و محدود، مانند پرندهای روستایی زندگی میکنیم.
بوسیم دست و پای چه دشمن چه دوست را
در دیر و کعبه هم در و هم آستانهایم
هوش مصنوعی: ما دست و پای هر دشمن و دوستی را میبوسیم و در مکانهای مقدس نه تنها به داخل، بلکه به در و آستانه نیز احترام میگذاریم.
با ناقصان خوشیم که منت نمینهند
بر هیچ کس که کامل این کارخانهایم
هوش مصنوعی: ما با افرادی که نواقصی دارند و از کسی توقعی ندارند، خوشحالیم، زیرا خودمان مانند یک کارخانهایم که در آن کمال وجود ندارد.
چون از هجوم شوق صد آغوش گشتهایم
گرنه به دست شاهد اندوه شانهایم
هوش مصنوعی: وقتی که تحت تأثیر عشق و شوق هستیم، به قدری دلی شاداب و پر از احساس داریم که انگار در آغوشهای متعدد جای گرفتهایم. اما اگر به این شوق توجه نکنیم، ممکن است دلمان به خاطر غم و اندوهی که از طرف معشوق به ما سرایت میکند، بشکند.
بیکار نیستیم فصیحی درین دیار
محنت ستان و نالهفروش زمانهایم
هوش مصنوعی: ما در این سرزمین که پر از درد و رنج است، به فعالیت مشغول هستیم و از نالههای زمانه غافل نیستیم.