برگردان به زبان ساده
ارمغان از بینوایی غم به گلشن میبرم
وز تهیدستی به بلبل تحفه شیون میبرم
هوش مصنوعی: من از فقر و ناداری، غمی را به باغ میبرم و از کمبود و بیپولی، پیامی پر از ناله و افسوس را به بلبل میدهم.
چاک دردم خانهزاد سینه بلبل نه گل
نامه شوق گریبان سوی دامن میبرم
هوش مصنوعی: درد و زخم من شباهت به زخم سینه بلبل دارد، و این نشان از شوق و عشق من است. من از دلم به سوی آن کسی که دوستش دارم میروم، گویی که نامهای را به دامن او میبرم.
در عبادتخانه خورشید و مه جای چراغ
تیرهروزی از در و دیوار گلخن میبرم
هوش مصنوعی: در مکان پر نور عبادت، جایی برای چراغی که نورش کم است وجود ندارد؛ من از دیوارهای این مکان، گلی که نشانه روشنی و زیبایی است، میچینم.
جلوه هم دارم ولی از بهر کاهل بینشان
اول از مصر نکویی چشم روشن میبرم
هوش مصنوعی: من ظاهری زیبا دارم، اما به خاطر افرادی که تنبل هستند، ابتدا از زیباییهای مصر بهره میبرم.
بلبل و پروانه گو منقار و پر زحمت مده
کآنچه هست از دود و آتش من به مسکن میبرم
هوش مصنوعی: بلبل و پروانه، چرا برای من زحمت ایجاد میکنید؟ چرا از منقار و پر خود استفاده میکنید؟ من در حال انتقال چیزی هستم که حاصل دود و آتش است.
زلف یارم قیمت دست تهی نشناختم
دامن دود ارمغان شمع ایمن میبرم
هوش مصنوعی: من هیچگاه ارزش موهای یارم را با دست خالی درک نکردم، و دامن دود را که به خاطر شمعی در امان آوردهام، با خودم میبرم.
حسن پیمان محبت بین که میپیچد زبان
گر فصیحی نام بت را بی برهمن میبرم
هوش مصنوعی: اگر که در عشق و محبت ثابت و پایدار باشی، زبان تو به اندازهای شیوا و گویا میشود که حتی نام زیباترین معشوق را بدون هیچ مانعی بر زبان میآوری.