برگردان به زبان ساده
درین مدت که در خیل اسیران تو جا کردم
ز من روزی که یک جان خواستی صد جان فداکردم
هوش مصنوعی: در این مدت که در جمع اسیران تو زندگی کردم، روزی که تو یک جان خواستی، من صد جان خود را فدای تو کردم.
گرم سوزند فردا هم ز هجران جای آن دارد
که عمر بیوفا را توشه راه وفا کردم
هوش مصنوعی: اگر فردا هم به خاطر دوری از تو بسوزم، باز هم این قابل پذیرش است، چون در این راه، عمر بیوفا را صرف عشق و وفا کردهام.
لبی کز نازکی بار لطافت برنمیتابد
به خون غلطم که امروزش به دشنام آشنا کردم
هوش مصنوعی: لبی که به خاطر نازکی و لطافتش نمیتواند فشار را تحمل کند، امروز به خاطر دشنامگویی آشنا شدم.
ندیدم ساحل عشقت همانا مردم چشمم
که تا بودم درین دریای خونخوار آشنا کردم
هوش مصنوعی: من هیچگاه ساحل عشق تو را ندیدم، چرا که همیشه در این دریای خطرناک و خونی غلتیدم و تمام احساسات و آشناییهایم را در آن غرق کردم.
نصیب گوشه دستار آسایشپرستان شد
به صد خون جگر هر غنچه عیشی که واکردم
هوش مصنوعی: آسایشپرستان فقط از زحمات و تلاشهای دیگران بهره میبرند و خودشان در راحتی بهرهمند میشوند. من برای هر لحظه لذت و شادی که تجربه کردم، با سختی و درد زیادی مواجه شدهام.
به گلشن رفتم و پر دیدم از بویت مشام گل
ترا گفتم دعای جان و نفرین صبا کردم
هوش مصنوعی: به باغی رفتم و بوی تو در فضا پخش شده بود. به گلی گفتم که دعایی برای جانم میترسم و بدی را به نسیم صبح نسبت دادم.
خمار امشب فصیحی قصد جانم داشت لیک آخر
ز خون خویش خوردم ساغر وغم را دعا کردم
هوش مصنوعی: امشب شراب خوشگویی قصد جانم را داشت، اما در پایان، از خون خویش نوشیدم و با غم دعا کردم.