برگردان به زبان ساده
ناله دردم و خوش بر سر کار آمدهام
از دل چنگ کنون بر لب تار آمدهام
هوش مصنوعی: من از درد و رنج خود ناله میکنم و اکنون در حالی که دل و جانم در چنگ این درد است، به دنیای احساس و موسیقی آمدهام.
آهم از شعله من باغ دلی آب دهید
که ز دریوزه جانهای فگار آمدهام
هوش مصنوعی: دلم را با محبت و زلالی سیراب کنید، چرا که من با درد و رنجی که در وجودم دارم، آمدهام تا از شعلههای عشق و ناراحتیهایم بگویم.
گریهام کز جگر سوخته در دیده ابر
بهر آرایش رخسار بهار آمدهام
هوش مصنوعی: اشکهای من که از دل سوختهام میریزد، همچون ابرهایی است که برای زیبایی چهره بهار آمدهاند.
نخل نومیدیم و میوه من سوختنست
اینک اندر جگر شعله به بار آمدهام
هوش مصنوعی: درخت نخل من ناامید است و میوهام در حال سوختن است، اکنون شعلهای در دل من به وجود آمده است.
نی دل بلبلم و نی لب گل حیرانم
که درین باغ فصیحی به چه کار آمدهام
هوش مصنوعی: من نه دل بلبل را دارم و نه لبهای گل را، گیج و سردرگم هستم که در این باغ پر از زیبایی، چه هدفی دارم.