برگردان به زبان ساده
ز پا افکند ما را آرزوی سرو بالایش
اجل گر دست ما گیرد سر افشانیم در پایش
هوش مصنوعی: آرزو و خواستههای ما برای رسیدن به آن سرو زیبای بلند باعث شد که از پا بیفتیم. اگر به ما فرصتی دهند، با شادی و افتخار در پای او فرود خواهیم آمد.
مرا دوزخ سزاوارست اما دیده راحت
که من با عشق او خو دارم و او با تماشایش
هوش مصنوعی: من سزاوار دوزخ هستم، اما برایم آرامش دیدن او مهم است، چون من به عشق او عادت کردهام و او هم با نگاه کردن به من خوشحال است.
به نوعی بگذرد آن تند خو گرم عتاب از من
که سوزد پردههای چشم از باد کف پایش
هوش مصنوعی: به نوعی باید تحمل کنم رفتار تند و خشمگین او را که باعث میشود چشمانم از شدت احساسات بسوزد و در برابر آن برود.
که باز از بانگ «ارنی» کرد در تاب آتش ما را
که امشب سوخت مغز هوش را برق تمنایش
هوش مصنوعی: با صدای «ارنی» دوباره ما را به یاد آتش خود آورد، امشب ذهن و هوش ما را با نور آرزویش سوزاند.
فصیحی وعده قتلم به فردا داد و میترسم
که فردای قیامت هم بود امروز [و] فردایش
هوش مصنوعی: فصیحی به من وعده داد که فردا مرا خواهد کشت و من نگرانم که آن فردا، روز قیامت باشد و امروز هم به نوعی همان فردا باشد.