رباعیات
فرخی سیستانی
»
دیوان اشعار
»
رباعیات
شمارهٔ ۱ : بگرستم زار پیش آن کام و هوا
شمارهٔ ۲ : پیوسته همی جفا نمایی تو مرا
شمارهٔ ۳ : گفتم رخ تو بهار خندان منست
شمارهٔ ۴ : این مشک سیه که یار را بالینست
شمارهٔ ۵ : آن مشک سیه که با سمن پیوسته ست
شمارهٔ ۶ : دانم که دلم به مهر تو خُرسندست
شمارهٔ ۷ : این کار نگر که از تو امروز مراست
شمارهٔ ۸ : غم دیدم از آن کس که مرا می باید
شمارهٔ ۹ : پیوسته مرا همی نمایی بیداد
شمارهٔ ۱۰ : هر روز کمان گوشه تو بگراید
شمارهٔ ۱۱ : از زلف تو بوی عنبر و بان آید
شمارهٔ ۱۲ : صد ره گفتم که با من از عهد مخند
شمارهٔ ۱۳ : گفتم که مرا زغم به سه بوسه بخر
شمارهٔ ۱۴ : گویند گرفت یار تو یار دگر
شمارهٔ ۱۵ : چون با یاران خشم کنی جان پدر
شمارهٔ ۱۶ : ای ساده گل و ساده می و ساده شکر
شمارهٔ ۱۷ : گفتم: که بیا وعده دوشینه بیار
شمارهٔ ۱۸ : ای گلبن نو رسیده در باغ بهار
شمارهٔ ۱۹ : یک خانه بتانند به جای اندر خور
شمارهٔ ۲۰ : زلف و خط آن سرو قد سیمین بر
شمارهٔ ۲۱ : صد بار ز من شنیده بودی کم و بیش
شمارهٔ ۲۲ : تا با تو به صلح گشتم ای مایه جنگ
شمارهٔ ۲۳ : یاری بودی سخت بآیین و بسنگ
شمارهٔ ۲۴ : یا ما سر خصم را بکوبیم به سنگ
شمارهٔ ۲۵ : هر چند که از تو بوسه یابم گه بام
شمارهٔ ۲۶ : گر خواسته ای تو از پی خواسته ایم
شمارهٔ ۲۷ : آن روز چه بد که با قضا یار شدم
شمارهٔ ۲۸ : تا در طلب دوست همی بشتابم
شمارهٔ ۲۹ : جستم همه ساله ای پسر کام تو من
شمارهٔ ۳۰ : گویند که معشوق تو زشتست و سیاه
شمارهٔ ۳۱ : خط آوردی رواست بر روی چو ماه
شمارهٔ ۳۲ : با من چو گل شکفته باشی گه گه
شمارهٔ ۳۳ : ای دوست به یک سخن ز من بگریزی
شمارهٔ ۳۴ : ای دوست مرا دید همی نتوانی
شمارهٔ ۳۵ : ای دوست تر، از دو دیده و بینایی
شمارهٔ ۳۶ : از بهر خدای اگر تویی سرو سرای