شمارهٔ ۶ - كفر زلف
فنودی
»
گزیدهٔ اشعار
»
شمارهٔ ۶ - كفر زلف
نگشود بی تو دل به فضای چمن مرا
در دیده خار گشت گل و یاسمن مرا
با درد خلق فارغم از سیر باغ و راغ
خوش کنج درد و گوشه ی بیت الحزن مرا
آواره ام ز کوی تو جور رقیب کرد
این تیره روز خواست جلای وطن مرا
مردم ز دوری تو و از وصال بی نصیب
در بر به جای خلعت وصلت، کفن مرا
ساقی ز جام عشق چنان ساز بیخودم
کز لوح هستی ام برد این ما و من مرا
از بس حدیث عشق تو را کرده ام بیان
خوانند عاشقان همه استاد فن مرا
من شیخ شهر بودم و پرهیزگار دهر
شد کفر زلف یار چنین راهزن مرا
شمارهٔ ۵ - در شکایت از روزگار و سفله نوازی آن نابکار و کج رفتاری آن غدار، فرماید: آسمانا چند میریزی به جامم زهر غم را
شمارهٔ ۷ - شاه ممالک عشق: بیا به کلبهٔ من بین شب سیاهم را
اطلاعات
وزن:
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
مصطفی علیزاده
تعداد ابیات:
7
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.