شمارهٔ ۱۹ - کوی یار
فنودی
»
گزیدهٔ اشعار
»
شمارهٔ ۱۹ - کوی یار
ای باد اگر به مودت روزی گذار باشد
آهسته تر گذر کن کان کوی یار باشد
پیغام دردمندی با صد نیازمندی
برگو به نازنینی کز آن دیار باشد
کای دوست در فراقت از عمر سیر گشتم
تا چند روزگارم اینگونه تار باشد
سرها در آن نواحی با خاک راه یکسان
دلها در آن نواحی از غم فکار باشد
اول ز خاک کویش مشکین نما نفس را
بنگر که خاک آن کوی چون مشکبار باشد
چشمی به غمزه بینی عالم خراب کرده
زلفی که همچو روزم تاریک و تار باشد
طاووس دلفریبی صیدش به جلوه عنقا
آهو وشی که شیران او را شکار باشد
چهری که مهر پیشش از شرم زرد گشته
رویی که ماهش از رشک زیر غبار باشد
شمارهٔ ۱۸ - مسافران دیار غم: به مسافران دیار غم اگر از وطن خبری رسد
شمارهٔ ۲۰ - شب هجران: مگر آن زمان به داد دل من رسیده باشد
اطلاعات
وزن:
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
مصطفی علیزاده
تعداد ابیات:
8
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.