شمارهٔ ۱۳ - اهل هنر
فنودی
»
گزیدهٔ اشعار
»
شمارهٔ ۱۳ - اهل هنر
نه در کف سبحه، نه بر دست جام است
نه مسجد نبه خراباتم مقام است
نمی گویم که این نا اهل اهلست
به کیش خویش خودبینی حرام است
اگر باده ننوشم مست عشقم
مرا خون جگر شرب مدام است
عدو گر تهمتم زد نیست باکی
چو حق اندر کمین انتقام است
خدا را خواجه طعنم زاد ندانم
گناهم چیست، تقصیرم کدام است
اگر تقصیر کارم کان عفوی
وگر هم بیگناهم، لطف عام است
در آن حضرت اگر خصمم نخواهد
همینم بس دعای صبح و شام است
به عالم هر که او اهل هنر شد
خلیلش کم عدویش خیل عام است
که نه در مسجدم اذن و جوازی
نه در میخانه ام، کاین شیخ خام است
شمارهٔ ۱۲ - پاسخ غزلی به مطلع «شحنه بر راه و عسس در ره و منزل دور است - دزد اگر ره نتواند بزند معذور است» که در زمان حیات آن مرحوم مطرح و مطمح انظار افکار و اکابر و ناطقین این دیار بوده است: خاطر افسرده و دل خسته و تن ونجور است
شمارهٔ ۱۴ - دوای دل مسکین: آری آن رشک قمر دلبر دیرین من است
اطلاعات
وزن:
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
مصطفی علیزاده
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.