برگردان به زبان ساده
زان لعل می آلود شدم مست خرابت
ای مغبچه شوخ چه مستست شرابت
هوش مصنوعی: از اثر شراب خوشرنگ و دلانگیز تو، به شوق و سرمستی افتادهام. ای دختر خوشسیما، شرابت چه تأثیر شگفتانگیزی دارد که من را اینگونه مست و سرمست کرده است.
ای عشق هوایت چه بهار است که بادا
بر خرمت ما تیره دلان برق سحابت
هوش مصنوعی: ای عشق، حضور تو چه بهاری است که بر دلهای غمزده ما، سایه سحابی طوفانی میافکند.
با عارض نسرین وش اگر باده بنوشی
بر چهره چه گلها شگفاند می نابت
هوش مصنوعی: اگر با چهره زیبای مانند نسرین باده بنوشی، چه گلهایی بر چهرهات خواهد شکفت!
در نور صفا چونکه ز خورشید فزونی
هرگز نشود حایل رخسار نقابت
هوش مصنوعی: در نور خالص و روشن، هیچ مانعی نمیتواند بر چهره دلربا و زیبا و عطرآگین تو سایه بیفکند و آن را کمرنگ کند.
زان خلعت تو حله گلگون شده ای سرو
کز خون دل و دیده همه داده شد آبت
هوش مصنوعی: از آن لباس تو، سرو زیبا و سرخرنگی شدهای که از خون دل و اشکهایم به تو آب دادهاند.
ای مغبچه بس تو به شکستی و گنه بود
گر توبه مرا شکنی هست ثوابت
هوش مصنوعی: ای دخترک، هر چند که تو مرتکب خطا شدهای، اما اگر به اشتباهات من توجه کنی و مرا ببخشی، پاداش بزرگ خواهد بود.
فانی چو غریب آمده در بحر معانی
نبود عجب اندر سخنش رنگ غرابت
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که شخصی که در دنیای معناها و مفاهیم غریب و ناشناخته وارد شده، در واقع تعجبی ندارد اگر سخنانش رنگ و بویی از غریبگی و بیگانگی داشته باشد. این نشاندهنده این است که وقتی کسی به عالم جدیدی وارد میشود، طبیعی است که حرفها و افکارش به گونهای متفاوت و غیرعادی جلوه کند.