برگردان به زبان ساده
دید آن که پی من به خرابات فنا رفت
سرها چو حباب آمد و بر باد فنا رفت
هوش مصنوعی: دیدم که کسانی که برای من به محفل خراباتیها رفتند، همانند حبابها سرشان به باد رفت و در نهایت ناپدید شدند.
در هجر تو آه دل من بوده که تا صبح
گفتند خلایق که مگر باد صبا رفت
هوش مصنوعی: در غیبت تو، دل من از درد و غم مینالد و تا صبح مردم میگفتند که آیا باد صبا به راه افتاده است؟
در راه به زهاد بسی عربده کردست
آن کافر بد مست که دوش از بر ما رفت
هوش مصنوعی: آن کسی که دیروز شب از نزد ما رفت، در راه با زاهدان بسیار سر و صدا کرده و جنجال به پا کرده بود.
غایب چو شد از ما دگر از ماش مجوئید
او بود پری رفت و ندانیم کجا رفت
هوش مصنوعی: وقتی او از کنار ما رفت، دیگر بهدنبال او نباشید. او مانند پری است که رفته و ما نمیدانیم به کجا رفته است.
سر منزل عشق تو بود کوی فنا زانک
هر چند که شاه آمد ازان سوی گدا رفت
هوش مصنوعی: محل نهایی عشق تو به دنیای زوال و فناست، چون هرچند که پادشاهی از آن سمت نزدیک میشود، اما گدای در عشق تو، راه را ترک میکند.
رفت آن مه و گفتا که بیایم به برت زود
آن شوخ بلای دل غمگین چه بلا رفت
هوش مصنوعی: آن معشوق زیبا از پیش من رفت و گفت که به زودی به دیدنت میآیم. اما آن دلربا که همیشه باعث غم من بود، چه بسا زودتر رفته است.
آن روز که می شد صفت مردمی از خلق
گویا ز همه بیشتر آئین وفا رفت
هوش مصنوعی: در آن روزی که ویژگی انسانیت از میان مردم به وضوح نمایان شد، به نظر میرسد که همه بیشتر از همیشه به اصول وفاداری پشت کردند.
از صوفی رعنا چه صفا چشم توان داشت؟
کش عمر گرامی همه در زرق و ریا رفت
هوش مصنوعی: چگونه میتوان از صوفی زیبایی توقع داشت، در حالی که عمر ارزشمند انسان تماماً در تظاهر و دغدغههای ظاهری صرف شده است؟
هر کس طرفی زد قدم از حادثه دهر
زین حادثه فانی به خرابات فنا رفت
هوش مصنوعی: هر کسی که در برابر مشکلات و حوادث زندگی، پایداری و استقامت نداشته باشد، در نتیجه به ویرانی و زوال سرنوشت خود میرسد.