برگردان به زبان ساده
از تاب می دگر به سرم شعله در گرفت
می باز سوز آتش ما را ز سر گرفت
هوش مصنوعی: شعلهای در سرم روشن شده و دوباره از شدت حس و حال، آتش عشق ما را فرا گرفته است.
اندر سفال میکده بود این مگر که دوش
در کنج دیر مغبچه ام جام زر گرفت
هوش مصنوعی: در میخانه، در گوشهای، جام طلایی گرفتم؛ شاید آنجا بود که دیشب با دختر جامگیر صحبت کردم.
یک جام تا به حشر بسم بود طرفه بین
کز روی ناز و عربده جام دگر گرفت
هوش مصنوعی: یک جام تا روز قیامت، بسیار دیدنی است؛ زیرا از روی زیبایی و طنازی، دیگری جز آن را نمیتواند گرفت.
هر کو چنین دو جان فنا زد ز بیخودی
نارد بروز حشر سر از خاک برگرفت
هوش مصنوعی: هر کسی که با از خود بیخودی، جان خود را فدای عشق کند، در روز قیامت از خاک برخیزد و سرش را بالا ببرد.
ای من غلام همت رندی که بهر می
نقد و خراج ملک جهان مختصر گرفت
هوش مصنوعی: من فرمانبردار کسی هستم که به خاطر نوشیدن شراب، به جای به دست آوردن ثروت و ملک گسترده، تنها به مقداری کم بسنده کرده است.
ای شیخ اگر تو عیب کنی بت پرستیم
پیر مغان به مذهب کفر این هنر گرفت
هوش مصنوعی: اگر تو به بتپرستی ما انتقاد کنی، باید بدان که پیر مغان هم به خاطر کفر و گناه در این فن مهارت دارد.
ای رند جرعه نوش که میپرسی از ریا
فانی طریق زاهد و خودبین مگر گرفت!
هوش مصنوعی: ای انسان دلیر و بادهنوش، که از من دربارهی ریا و فریب میپرسی، نگو که آیا راه زاهدانه و خودبینانه به جایی میرسد یا نه، زیرا اینگونه راهها به سرانجام نمیرسد.