برگردان به زبان ساده
من وز هجر مهی ناله و فغان هر شب
فغان و ناله رساندن بآسمان هر شب
هوش مصنوعی: هر شب به خاطر دوری معشوقم ناله و فریاد میزنم و صدای فغانم را به آسمان میرسانم.
ز عشق تازه جوانی بگو چه گشت رسید
هزار جور باین پیر ناتوان هر شب
هوش مصنوعی: از عشق و تازگی جوانی بگو، که چه بر سر این پیر ناتوان آمده است که هر شب هزار حالت و تغییر را تجربه میکند.
پی نظاره به کنجی نهان شوم که رود
ز بزم شه به سوی خانه آن خوان هر شب
هوش مصنوعی: به گوشهای میروم تا پنهان شوم و نظارهگر باشم، زیرا او از میهمانی به سوی خانهاش میرود و هر شب این موضوع تکرار میشود.
به کوی او من و او هم به کوی دلبر خویش
ازو نهان من و او هم ز وی نهان هر شب
هوش مصنوعی: به کوچهاش من و او هر دو میرویم، هر یک در پی معشوق خود. او از من پنهان است و من هم از او، و این راز هر شب ادامه دارد.
زمان زمان فکنم خویش را به کویش لیک
سگان برون فکنندم کشان کشان هر شب
هوش مصنوعی: من در این زمان میخواهم خود را به کوی محبوب ببرم، اما سگهای نگهبان هر شب مرا بیرون میاندازند و نمیگذارند نزدیکش شوم.
حریف بزم تو خاصان مرا بس اینکه نهم
سر نیاز بر آن خاک آستان هر شب
هوش مصنوعی: رقبای مجال تو، خاصان و بزرگان من هستند، زیرا من هر شب سر نیازم را بر آن خاک آستان تو میگذارم.
بکوی او که هزاران بلاست ای فانی
نگفته ترک سر و جان مشو روان هر شب
هوش مصنوعی: به آنجا برو که پر از مشکلات و سختیهاست. ای انسان! هرگز دل و جانت را ترک نکن و هر شب برای آنجا تلاش کن.