برگردان به زبان ساده
باز در کوی مغان عاشق مستم جایی
نی ز خویشم خبر و نی ز کسم پروایی
هوش مصنوعی: در محل زندگی مغان، دوباره دلبسته و سرمستم. نه خبری از خودم دارم و نه نگران کسی هستم.
ای که رسوایی من میطلبیدی خوش باش
که ز عشقت نتوان یافت چو من رسوایی
هوش مصنوعی: ای کسی که انتظار داشتی من رسوا شوم، خوشحال باش! چرا که عشق تو را هیچکس نمیتواند مانند من به چنین رسوایی برساند.
مست در دیر بهر نغمه که از عشق کشند
دستی افشانم ازان حالت و کوبم پایی
هوش مصنوعی: مست در میخانهام و به خاطر آوازهایی که به عشق سروده شدهاند، دستم را به علامت شادی بالا میبرم و پاهایام را به زمین میکوبم.
خواریم بین که به بزم دگران باید شد
آرزو گر شودم صحبت بزم آرایی
هوش مصنوعی: ما در جمع دیگران احساس حقارتی داریم و در دل آرزو میکنیم که کاش بتوانیم در جمع شاداب و خوشایند آنها حاضر شویم.
پیر و برنا اگرم طعنه زنانند چه عیب؟
من که پیرانه سرم شیفته برنایی
هوش مصنوعی: اگر پیران و جوانان به من خرده بگیرند، چه اشکالی دارد؟ من که در روزگاری که سن و سالی دارم، هنوز به جوانی دل بستهام.
یار با غیر کشد باده بگو من چه کشم
جز به بد حالی خود ناله واویلایی
هوش مصنوعی: یار با دیگری همنشینی و شراب مینوشد، اما من چه بگویم جز اینکه از حال و روز بد خود ناله کنم و به فریاد بیفتم.
فانیا نیست به جز تفرقه ز ابنای زمان
گر کشی رخت به سر حد فنا آسایی
هوش مصنوعی: جز تفرقه و جدایی میان مردم زمان، چیزی دیگر باقی نمیماند. اگر به مرگ و فنا رسیدی، راحتی و آرامش خواهی یافت.