برگردان به زبان ساده
شب چو شکست توبه ام شوخ شرابخوار من
صبح دعاست کار من تا شکند خمار من
هوش مصنوعی: وقتی شب میگذرد و روز آغاز میشود، من که همیشه در حال توبهام و به خوبیها فکر میکنم، در صبح به دعا و نیایش میپردازم تا از خواب آلودگیم رهایی یابم.
هست دلیل اینکه آن مست شبم نواختست
چشم و رخ کبود من روی و سر فگار من
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که دلیلی وجود دارد که من در شب در حال مستی هستم؛ زیرا نگاهی و جگری که به من نواخته شده، نشاندهندهی غم و درد من است و چهرهام به خاطر این احساسات رنگ و رویی ندارد.
باد چراست جانفزا گرد ز چیست سرمه گون
گر نه به طوف دشت شد جلوه شهسوار من
هوش مصنوعی: باد چرا اینقدر روحنواز است، آیا به خاطر این است که رنگ سرمهای دارد؟ اگر به خاطر طوفان دشت نیست، پس چرا از جلوهی شاهسوار من مثل آن میوزد؟
تیغ و جفای قاتلم چند فتد به خاک و خون
از دل زخمناک من وز تن خاکسار من
هوش مصنوعی: حمله و خیانت قاتلم چه مدت بر من تأثیر خواهد گذاشت؟ از دل زخمی من و از بدن رنجورم، خون جاری است.
بردن بار درد را جانب کشور وفا
بارکشی نبوده است از دل بردبار من
هوش مصنوعی: تحمل کردن درد و رنج به خاطر وفاداری، کار سادهای نیست و این بار سنگین، بر دوش دل صبور من نمیباشد.
کشته آن قد و رخم هست مناسب ایفلک
اینکه ز سرو و گل کنی شمع سر مزار من
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر زیبایی و قد و قامت من زنده مانده، شایسته است که بر سر قبر من، گل و شمع نذر کند.
زخم دلم ز مرهم صبر کجا شود نکو
هر نفس آن چو می فتد از دل بیقرار من
هوش مصنوعی: زخمی که در دل دارم با صبر درمان نمیشود. هر بار که آهی از دل پر از دلمات ها میکشم، به یاد آن درد بیقراری میافتم.
من که و در کنارم آن طفل نشستن آرزو
منزل طفل اشک شد چون همه گه کنار من
هوش مصنوعی: من که در کنارم آرزوی نشستن آن کودک است، منزلت و حال آن کودک به خاطر اشکهایش به شدت تغییر کرده، زیرا در هر لحظه او در کنار من است.
مغبچگان مست در دیر همی کنند هزل
از پی علم و دین نگر فانی خسته کار من
هوش مصنوعی: مستهای بیخبر در میخانه مشغول شوخی و خندهاند، در حالی که باید به علم و دین توجه کنند. من هم از این کار خستهام و احساس میکنم که همه چیز زودگذر و فانی است.