برگردان به زبان ساده
کنج تاریک غمت را تا به کی مسکن کنم
باشد از شمع رخت آن خانه را روشن کنم
هوش مصنوعی: تا کی باید در کنج تاریک غمت زندگی کنم؟ ای کاش بتوانم با نور چهرهات آن خانه را روشن کنم.
گر توان کردن می گلرنگ در کوی تو نوش
خار در چشمم اگر یاد گل و گلشن کنم
هوش مصنوعی: اگر بتوانم در کوی تو مانند گلی زیبا و خوشبو باشم، حتی اگر خارها در چشمانم فرو بروند، باز هم به یاد گل و باغ و زیباییها فکر میکنم.
دشمن جان خودم کز تو به لاف دوستی
دوستان خویش را با خویشتن دشمن کنم
هوش مصنوعی: من به خاطر تو، که دشمن جانم هستی، به راحتی دوستانم را با خود دشمن میکنم و دروغین از دوستیام با تو سخن میگویم.
بنده آزادگانم زان سبب در باغ دهر
طوف پای سرو میل قامت سوسن کنم
هوش مصنوعی: من بنده آزادگان هستم و به همین دلیل در دنیای امروز همچون گل در باغ، شاد و آزاد زندگی میکنم و میخواهم قد خود را همچون سرو و زیباییام را چون سوسن به نمایش بگذارم.
ساقیا می ده زمانی تا کشم لحن نشاط
تا بکی از محنت اهل زمان شیون کنم
هوش مصنوعی: ای ساقی، کمی از شراب به من بده تا بتوانم شادمانی را احساس کنم و برای مدتی از درد و رنج دنیای امروز شکایت کنم.
زهد عجب افزود این دم کز پی کسب فنا
می پرستی پیشه سازم عشق بازی فن کنم
هوش مصنوعی: این دم، زهد و پارسایی عجیبی به من افزوده است و من تصمیم دارم به جای دنبال کردن دنیا و فانی شدن، عشق و محبت را پیشه کنم و به هنر عشق ورزی بپردازم.
فانیا از لاف مردی به بود افتادگی
چاره این لاف از یک جام مردافکن کنم
هوش مصنوعی: اگر بگوییم که مردی واقعی در افتادگی و تواضع نهفته است و لاف و ادعا را ریشهکن کنیم، میتوانم این لاف را با یک جرعه از قدرت واقعی نابود کنم.