برگردان به زبان ساده
بگفت عشق که می نوش و رو به ملک عدم
بگفتمش که بده جام می دمست و قدم
هوش مصنوعی: عشق به من گفت که مشروب بنوش و به دنیای بینهایت برو. من هم به او گفتم که لیوانی از شراب به من بده که بادهام به خوبی است و قدمهایم بر زمین قرار دارد.
ردا بروی تغار می است و شعله آه
مراست کشور رندی کنون به طبل و علم
هوش مصنوعی: پوشش بر روی ظرف شراب است و آتش عشق من نیز وجود دارد. حالا زمان آن است که در دنیای رندی و خوشگذرانی به صدا درآید و جلوهگری کند.
درم درم که شده داغ من به سجاده ده
چه سود چون نشود رهن می به نیم درم
هوش مصنوعی: اگرچه سجاده من پر از نشانههای درد و رنج من است، اما چه فایده دارد، چون حتی با این داغها، نمیتوانم نیمهای از آنچه میخواهم را به دست آورم.
مبین به توبه ام ای پیر دیر و جامم ده
ز من اگر یکی آید تو باش اهل کرم
هوش مصنوعی: ای پیر دیر، به من نشان نده که توبهام را، و اگر یکی به من توفیق دهد، تو خود به مهربانی معروفی، جامی به من بده.
حدیث دوست برندان بگوی نی به ملک
که اهل عشق بود سر عشق را محرم
هوش مصنوعی: بگوید سخن از محبت و عشق، نه از قدرت و حکمرانی. زیرا تنها کسانی که در دل عاشقاند، به معانی عمیق عشق آگاهند.
عمارت دل ویران ریش فانی اگر
ز لای باده کنی هم گل است هم مرهم
هوش مصنوعی: اگر دل ویران و نابود شدهات را با باده پر کنی، هم گل زیبایی میشود و هم داروی شفابخش.