برگردان به زبان ساده
چو با صد حسرتش از دور بینم
چه راه آنکه با آن مه نشینم
هوش مصنوعی: وقتی از دور با حسرت او را میبینم، راهی نیست که بتوانم به نزدیکیاش بروم و با او باشم.
ز اشکم آستانش نیز تر شد
چو آب او گذشت از آستینم
هوش مصنوعی: از اشک من، آستین او نیز مرطوب شد، زمانی که او از کنارم گذشت.
براند تندباد قهرش از خشم
اگر چون گرد بر کویش نشینم
هوش مصنوعی: اگر تندباد خشم او به شدت به پاخیزد و به دور کوی او بچرخم، بیتوجه به قهر و عصبانیتش، باز هم در آنجا میمانم.
پی یک دیدنش وانگاه مردن
شده عمری که هر سو در کمینم
هوش مصنوعی: من به دنبال یک بار دیدنش هستم و از آن زمان تاکنون هر روز در انتظار او و در خطر غم و اندوه به سر میبرم.
نیازم صد هزار و هر یکی را
فزون زان ناز به آن نازنینم
هوش مصنوعی: من به هزار نیاز احتیاج دارم و هر کدام از این نیازها بیشتر از آن ناز و لطفی است که به آن معشوق نازنینم ابراز میکنم.
به امیدی که شاید پا رساند
به راهش سده شد عمری جبینم
هوش مصنوعی: به امید اینکه شاید روزی به هدفم برسم، تمام عمرم را با این آرزو گذراندهام.
چه سازی منع فانی زاهد از عشق
تو در قسمت چنان و من چنینم
هوش مصنوعی: زاهد معتقد به دنیا و داراییهای فانی، چگونه میتواند از عشق تو دوری کند، در حالی که سرنوشت من این چنین رقم خورده است؟