برگردان به زبان ساده
در دیر مغان شیفته پیر و جوانم
خاک قدم مغبچه و پیر مغانم
هوش مصنوعی: در میخانه، جوان و پیر را مجذوب خود کردهام و به خاطر پاهای محبوبه و پیر مغان، خود را در عشق غرق کردهام.
ایام قدح خواریم ای شیخ چه پرسی
از غایت مستی چو شب از روز ندانم
هوش مصنوعی: ای شیخ، ما در روزهای شرابخواری هستیم و تو چه توقعی داری؟ من از شدت مستی نمیتوانم شب را از روز تشخیص دهم.
من بیخود و پرسند که چونی چه جوابست؟
این مسأله را چونکه ندانم که چسانم
هوش مصنوعی: من در حالتی هستم که نمیدانم چه خبر است و دیگران از من میپرسند چطور هستم. در واقع، چون خودم نمیدانم چه حالی دارم، چه پاسخی باید بدهم؟
چون بوسه به پای تو زدم کرد دلم ضعف
کز پای تو برداشتن سر نتوانم
هوش مصنوعی: وقتی بوسهای به پای تو زدم، دلم به شدت ضعیف شد، به طوری که نتوانستم سرم را از پای تو بلند کنم.
سیر ملکوت از قدح پر کنم آری
این نوع سبک روح از آن رطل گرانم
هوش مصنوعی: من میخواهم با شراب ملکوتی سیر و سیراب شوم. این حالت سبک و روحی که دارم، نتیجه سنگینی و بار گران زندگیام است.
زان روی به میخانه کنم عزم که یک دم
از رنج خودی خاطر خود را برهانم
هوش مصنوعی: به خاطر نجات دادن روح و ذهنم از درد و رنج خود، تصمیم دارم که به میخانه بروم و در آنجا لحظهای آرامش بیابم.
فانی به بیابان فنا رفت چو شد مست
امید ازو چونکه شوم مست نمانم
هوش مصنوعی: یک شخص، که به نوعی خود را در حال ناپدید شدن و محو شدن میبیند، به بیابانی سفر میکند. او تحت تأثیر امیدی که دارد، مست میشود و این حالت مستی او را از باقی ماندن در واقعیت و زندگی دور میکند.