برگردان به زبان ساده
دوشم از سوز فنا با قد خم یاد آمد
شمع در گریه شد و چنگ به فریاد آمد
هوش مصنوعی: دیروز از شدت اندوه و فنا، یاد کسی با قامت خمیده به ذهنم خطور کرد. آن یاد باعث شد شمعی به خاطر این گریه شعلهور شود و به حالت فریاد بزند.
با همه سنگدلی رحم کنی گر دانی
کز غم هجر توام دوش چه بیداد آمد
هوش مصنوعی: اگر با وجود قلب سختت، به من رحم کنی، باید بدانی که در شب گذشته چه مصیبت و درد ناشی از جدایی تو بر من رفته است.
رسم تاراج خرابی چو بدید ابر بهار
گریه اش ناله کنان بر گل و شمشاد آمد
هوش مصنوعی: وقتی ابر بهار بیداد و ویرانی را مشاهده کرد، با اندوه و ناله به سراغ گلها و شمشادها آمد.
از خزان ریخت جوانان چمن سرو مگر
کز چنان تفرقه از راستی آزاد آمد
هوش مصنوعی: با آمدن پاییز، جوانان درختان سرو از میان باغچه ریختند؛ آیا کسی توانست از این جدایی به راستی رهایی یابد؟
اجل از هجر تو میخواست که قتل آموزد
از پی کسب هنر جانب ارشاد آمد
هوش مصنوعی: مرگ به خاطر دوری تو میخواست که چگونگی کشتن را بیاموزد، اما به راهنمایی و هدایت آمد.
دوش رفتم به خرابات و به جامی شد دفع
آنچه از دور زمان بر دل ناشاد آمد
هوش مصنوعی: دیشب به محلی پر از شور و شوق رفتم و با نوشیدن یک جام، تمام غمها و ناراحتیهایی که از زمانهای دور بر دلم نشسته بود، را کنار زدم.
فانیا قطع بیابان خودی دشوار است
مگر آن کس که به توفیق خداداد آمد
هوش مصنوعی: از بین بردن خودخواهی در زندگی دشوار است، مگر اینکه کسی از نعمت الهی برخوردار شود.