برگردان به زبان ساده
چه عکس ساقی خورشیدوش در ساغرم افتد
شراب از ساغر خورشید خوردن در سرم افتد
هوش مصنوعی: عکس ساقی که مانند خورشید میدرخشد، در جام من میافتد و نوشیدن شراب از آن جام باعث میشود تا این تصویر در ذهن من شکل بگیرد.
چو عقد دختر رز خواستم هر شب بخواب خوش
عروس آفتاب از آسمان در بسترم افتد
هوش مصنوعی: هر شب وقتی که خواب میروم، آرزو دارم که عروس زیبای آفتاب از آسمان بر بالینم بیفتد، گویی که میخواهم با دختر زیبای رز عروسی کنم.
درون مهر صد گل از کواکب بشکفد هر گه
ز می گلها بروی ساقی مه پیکرم افتد
هوش مصنوعی: در دل ماه، صد گل از ستارهها شکفته میشود. هر بار که ساقی به من مینوشاند، زیباییهای این گلها به من رخ مینماید.
مرا جان برد صد ره از برای وعده بوسی
ز مستی و جنون دیگر چو گوید باورم افتد
هوش مصنوعی: جانم بارها به خاطر وعدهی بوسهای که در حال مستی و جنون به من داده شده، رفته است و وقتی دیگری این وعده را بگوید، باورم نمیشود.
ز لعل آتشینش سوختم شاید که بارد خون
چو گردد ابر از آن بادی که در خاکسترم افتد
هوش مصنوعی: از زیبایی و جذابیت عشق او سوختهام، شاید که اشکهایم به صورتی جاری شوند، مثل بارانی که از ابرهایی که بر اثر آن بادی که بر خاکستر وجودم میافتد، میبارد.
ز بام دیر از مستی مده بیمم ز افتادن
چه باک آن مست را کز بام دیر اندر حرم افتد
هوش مصنوعی: از بالای دیوار دیر نگران نیفتادنم نیست؛ چه باک از سقوط وقتی آن پیالهنوشیده در حرم (مقدس) در حال افتادن است.
رسم از دشت هرمان جانب مقصود چون فانی
دران صحرا اگر خضر هدایت رهبرم افتد
هوش مصنوعی: در مسیر رسیدن به هدف، اگر در بیابان هرمان به دنبال راهی باشم و در این راه، خضر، نماد هدایت و راهنمایی، به من کمک کند، به هدفم نزدیکتر میشوم.