برگردان به زبان ساده
ساقی ما که به گردش می گلفام افکند
ای بسا فتنه که در گردش ایام افکند
هوش مصنوعی: ساقی ما که با شراب خوش رنگ خود میچرخد، چه بسا فساد و درگیریهایی که در دورههای مختلف زمان به وجود آورد.
هوش رندان بشد از جام می او گویا
داروی بیهوشی آمیخته در جام افکند
هوش مصنوعی: هوش و ذکاوت نادانان به خاطر نوشیدن شراب او از بین رفته است. به نظر میرسد که او مادهای خوابآور و بیهوشکننده را در جام خود ریخته و بر این اساس دیگران به حماقت و نادانی دچار شدهاند.
آتشین می که به من داشت ولی داد به غیر
آتشم در دل بی طاقت و آرام افکند
هوش مصنوعی: عشقی که به من داشت، اما آن را به کس دیگری بخشید، در دل من آتش به پا کرده و نمیگذارد که آرام بگیرم.
سوخت مرغ چمنم وقت صبوح از افغان
چون نظر جانب آن سرو گلندام افکند
هوش مصنوعی: در صبحگاه، صدای ناله مرغ چمن، دل مرا میسوزاند وقتی که به آن سرو خوشافزار نگاه میکنم.
نیست بر آب شمر موج ز تحریک نسیم
که اجل از پی مرغان طرف دام افکند
هوش مصنوعی: موجهایی که بر روی آب به وجود میآیند، به دلیل وزش نسیم نیستند، بلکه مرگ، در پی شکار پرندگان، دام خود را میافکند.
مگر آن مغبچه مست برون رفت از دیر
کین همه تفرقه در کشور اسلام افکند
هوش مصنوعی: یک دختر زیبا و مست از کلیسا بیرون آمد و این باعث شد که همه جا در میان مسلمانان تفرقه و اختلاف ایجاد شود.
شیخ شد مست به دیر و بربت مصحف سوخت
تهمتش بر من دیوانه بدنام افکند
هوش مصنوعی: شیخ در میخانه به حالت مستی درآمد و در اثر نواختن ساز، کتاب مقدسش را سوزاند. او با تهمت به من که دیوانهام، نام بدی نسبت داد.
شاید از خوبی انجام رسد ز آغازش
هر که ز آغاز نظر جانب انجام افکند
هوش مصنوعی: شاید کار نیکو از خوب شروع کردن حاصل شود، هر کس که از ابتدا به نتیجه نهایی فکر کند.
چاره ای نیست به جز دادن دین فانی را
چون که دل در کف آن کافر خودکام افکند
هوش مصنوعی: راهی جز پرداختن بدهی مادی وجود ندارد، چراکه دل انسان به دست آن کافر مستبد سپرده شده است.