برگردان به زبان ساده
بوی شراب عشق تو بیهوشی آورد
رنگش ز رنگ عقل فراموشی آورد
هوش مصنوعی: عطر عشق تو مرا بیهشی و گیجی بخشید و رنگی که به من داد باعث شد فراموشی عقل را تجربه کنم.
باشد تکلم تو زبان بند اهل عشق
کش استماع مایه خاموشی آورد
هوش مصنوعی: اگر تو با زبان خود سخن بگویی، عشقورزان از شنیدن کلامت ساکت و بیحرکت خواهند ماند.
لعلت عجب می است که کیفیتش به دل
بیحالی او فزاید و مدهوشی آورد
هوش مصنوعی: این شراب قرمز شگفتانگیز به قدری خاص است که میتواند احساس خستگی و کسالت را در دل آدمی افزایش دهد و او را مدهوش کند.
پیر مغان که فیض کفش مستدام باد
هر چند ساغر کرمش نوشی آورد
هوش مصنوعی: پیر مغان، که همیشه فیض و برکتش ادامه دارد، هرچند که بادهاش را به من تقدیم کند.
شوخی که وقت قتل قلندروشی نمود
وای آنزمان که رسم قباپوشی آورد
هوش مصنوعی: درست زمانی که لطافت و شوخی در آداب و سنن به میان آمد، ناگهان خبری از خطر و تهدید ایجاد شد که میتواند زندگی را تحت تأثیر قرار دهد.
چون هر سفال میکده جام جهان نماست
گر روی در طریق فنا کوشی آورد
هوش مصنوعی: هر کدام از ظرفهای سفالی در میکده، نمایی از تمام جهان را در خود دارد. اگر در راه نابودی و فنا گام بگذاری، این جامها چیزی را به تو خواهند آورد.