برگردان به زبان ساده
گاه خندیدن لبت آب حیات و قند ریخت
نطق شیرین روانت هم بدان مانند ریخت
هوش مصنوعی: گاهی لبخند تو همچون آب حیات است و مانند قند بر جان میریزد. گفتار شیرین و روانت نیز همانند آن جلوهگری میکند.
رسم مردن شاید ار روزی ز عالم برفتد
جان شیرین بس که زان لبهای شکرخند ریخت
هوش مصنوعی: احتمال دارد که روزی رسم مرگ از دنیا برچیده شود، زیرا جان شیرین به قدری از لبهای شیرین و خوشطعم سرازیر شده است که دیگر نیازی به مردن نیست.
تا شنیدم بستهای با مدعی پیوند و عهد
زین سخن یکبارگی پیوندم از پیوند ریخت
هوش مصنوعی: زمانی که خبر راجع به پیوند و عهدی با مدعی را شنیدم، یکباره ارتباطم با آن پیوند از هم پاشید.
در غم یوسف رخی چون گریه من خود نبود
گرچه اشک خونفشان یعقوب هم یکچند ریخت
هوش مصنوعی: در اندوه یوسف، چهرهام به اندازهای غمگین است که حتی اشکهای یعقوب هم اگرچه به اندازه کافی ریخته باشد، نمیتواند بیانکنندهی عمق درد من باشد.
بهر منع باده لعلت یکی در گوش نیست
قیمتی درها که شیخ نکته دان از پند ریخت
هوش مصنوعی: برای جلوگیری از نوشیدن شراب قرمز، در گوش یکی پیام نیست و چیزی برای خرید نیست. چون شیخ دانا از روی نصیحت خود، برخی نکات را کنار گذاشته است.
رست فانی از خمار امید کوثر باشدش
هر که جامی بهر آن مخمور حاجتمند ریخت
هوش مصنوعی: کسی که به امید نوشیدن آب حیات، جامی را پر کند و برای این هدف تلاش کند، از زوال و فنا رهایی مییابد.