برگردان به زبان ساده
نیست یکدل کز جفای چشم او بیمار نیست
یا که چشمی کز غم دل تا سحر بیدار نیست
هوش مصنوعی: هیچ کسی نیست که از بیوفایی نگاه او بیمار نشده باشد، یا اینکه چشمی از غم دل خود تا صبح بیدار نمانده باشد.
گرچه ناهمواری گردون برون از غایت است
در جفا چون آن مه بی مهر ناهموار نیست
هوش مصنوعی: هرچند که زندگی با مشکلات و سختیهای زیاد همراه است و این ناعدالتیها ممکن است بیپایان به نظر برسند، اما این ناملایمات به بدی بیمحبتی آن رخسار زیبا نیست.
وصل خاصان را بود کنج غم و مرغ دلم
تا بود ویران مقام جغد در گلزار نیست
هوش مصنوعی: در ارتباط با نیکان ممکن است در دل اندوهی باشد، اما دل من در حالی که خالی و ویران است، جایی را برای خود نمیبیند و مانند جغدی که در گلزار است، احساس بیمحلی میکند.
نبود اندر عشق با فرهاد و شیرین نسبتم
زانکه با اهل خرد دیوانگان را کار نیست
هوش مصنوعی: در عشق فرهاد و شیرین، من نسبتی ندارم، زیرا کسانی که اهل فهم و عقل هستند، به کار دیوانگان نمیپردازند.
گر شبی از شدت هجران ز عشق آیم به تنگ
باز تا وقت سحر کارم جز استغفار نیست
هوش مصنوعی: اگر شبی به خاطر دوری از عشق به شدت دچار ناراحتی شوم، تا صبح تنها کارم توبه و طلب بخشش خواهد بود.
تار ادبارم بگردن زهد و دین از من مجوی
ای مقیم دیر دان کین رشته زنار نیست
هوش مصنوعی: از اینکه زهد و دیانت را به گردن من آویختهای، دوری کن و نخواه مرا، ای کسی که در دیر نشستهای، بدان که این وابستگی من به زهد، فقط یک قید و زنجیر نیست.
نیست شد فانی دران کو از خیالش ای رقیب
دست کوته کن تو هم او را همان پندار نیست
هوش مصنوعی: کسی که همیشه در خیال و توهماتش غرق است، دیگر وجودی ندارد. ای رقیب، تو هم دست از خیال بردار؛ زیرا او نیز همانند خیالاتش واقعی نیست.