برگردان به زبان ساده
آنکه ز شرم لطف او، آتش ناب آب شد
گمشده نعل مرکبش، افسر آفتاب شد
هوش مصنوعی: آن کس که به خاطر لطافت و محبتش، آتش را به آب تبدیل کرد و گرما و دلگرمی او مانند تاجی درخشان بر سرتاب آفتاب است، اکنون گم شده و نعل اسبش ناپدید شده است.
داد بداد خلق را، خورد فراغ و خواب شد
دشمن او ز رشگ این دشمن خورد و خواب شد
هوش مصنوعی: خلق را داد و بخشش کرد، و از این به آرامش و خواب رفت. اما دشمن او به خاطر حسادت، خوابش را از دست داد و در اضطراب و کینه باقی ماند.
هست تصرف قضا، منصرف از جناب او
رسته شد از قضای بد، هر که در آن جناب شد
هوش مصنوعی: هر کس که به درگاه خداوند رو آورد و به او پناه ببرد، از بدیها و قضا و قدرهای ناخوشایند رهایی مییابد.
خصم گه سئوال او، داد جواب همسران
خانه خوان دولتش، در سر آن جواب شد
هوش مصنوعی: دشمن در زمان سؤال کردن، پاسخ همسران حاکم را شنید و پاسخ آن را در ذهن خود نگه داشت.
هست به نزد بندگان، خط و خطاب او روان
نامور آنکس است کو، لایق آن خطاب شد
هوش مصنوعی: در نزد بندگان، ارتباط و پیام خداوند همواره جاری است. فردی که شایسته این ارتباط باشد، واقعاً سزاوار چنین پیامی است.
هر که غبار لشگرش، دید به گاه تاختن
کرد یقین که در جهان، خاک محیط آب شد
هوش مصنوعی: هر کسی که گرد و غبار لشکرش را در زمان حمله ببیند، به یقین میرسد که در این دنیا، خاک به دور آب جمع شده است.
باز نمود دولتش راه صواب خلق را
هر که بگشت از آن نسق، بر ره ناصواب شد
هوش مصنوعی: دولت و نعمتش راه درست را به مردم نشان داد؛ هر کسی که از آن راه دور شد، به راه نادرست رفت.