برگردان به زبان ساده
باز امشبم ز لاله و گل خانه پر شدست
وز آب دیده کلبه ی ویرانه پر شدست
هوش مصنوعی: امشب خانهام پر از گل و لاله است و از اشکهایم، کلبهای که خراب شده نیز پر شده است.
چندان بنرگس تو نظر باختم که باز
چشم ودلم ز عشوه ی مستانه پر شدست
هوش مصنوعی: من آنقدر به زیبایی تو نگاه کردهام که اکنون چشم و قلبم از زیباییهای دلبرانهات پر شده است.
عاشق چگونه یک نفس آشنا زند
چون مجلس از حکایت بیگانه پر شدست
هوش مصنوعی: عاشق چگونه میتواند یک لحظه با محبوب خود صحبت کند، در حالیکه مجلس و محیط پر از داستانهای بیگانه و غریبه است.
چون ذره عاشقان نگرانند، شمع من
رخساره برفروز که پروانه پر شدست
هوش مصنوعی: ذرههای عاشق بیتاب و نگرانند؛ ای شمع، چهرهات را روشن کن، زیرا پروانه به دور تو در حال چرخش و پرواز است.
شبها بزخم تیغ نرفتم ز کوی تو
امروز چاره نیست که پیمانه پر شدست
هوش مصنوعی: در شبها به خاطر زخمهای دلی که از جدایی تو داشتم به کوی تو نیامدم، اما امروز دیگر چارهای ندارم چون که به آخرین حد صبر رسیدهام و دل سیاه شدهاست.
از بسکه جاودان تو بردند عقل و دین
روی زمین ز مردم دیوانه پر شدست
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه همهی حقیقت و زیباییهای جاودانه را از انسانها گرفتند، حالا زمین پر شده از دیوانگان و افرادی که از عقل و دین بیبهرهاند.
این حال کس نیافت فغانی مگر بخواب
مستی مکن که شهر ز افسانه پر شدست
هوش مصنوعی: هیچکس این حال را نداشت که در خواب و مستی فریاد بزند، زیرا شهر پر شده از افسانهها و داستانها.