برگردان به زبان ساده
خونین جگران را چه غم از ناز و نعیمست
عاشق که بود جرعه کش دوست ندیمست
هوش مصنوعی: جگرهای خونین عاشقان از لذتها و خوشیها چه غم و اندوهی دارند؟ چرا که عشق ورزیدن و نوشیدن از محبت دوست برای آنها ارزشمندتر است.
قانون طرب ساز گداییست وگرنه
بس نغمه ی دلسوز که در پرده ی سیمست
هوش مصنوعی: قانون شادی و لذت به نوعی فقر است، وگرنه بسیاری از نغمههای دلنواز و دلسوز وجود دارند که در زیر پوست و لایههای مختلفی از احساسات نهفتهاند.
بس نقش نو از پرده برون آمد و بس رفت
دل شیفته ی اوست که در پرده مقیمست
هوش مصنوعی: بسیاری از تصاویر جدید از پشت پرده نمایان شد و دل عاشق او همچنان در پرده باقی مانده است.
خوبی که نهد گوش بگفتار بد آموز
در سلک وفا نیست اگر در یتیمست
هوش مصنوعی: اگر کسی به حرفهای ناپسند توجه کند و آن را بپذیرد، حتی اگر به خوبی رفتار کند، در واقع به وفاداری و درستکاری پایبند نیست. این نکته به ویژه درباره یتیمان صادق است، زیرا آنها نیاز به حمایت و توجه بیشتری دارند.
بلبل چو گلی دید همان لحظه فرو برد
آشفتگی صاحب بستان ز نسیمست
هوش مصنوعی: وقتی بلبل گلی را میبیند، فوراً حالت پریشانی و آشفتگی به او دست میدهد، و این حالت به خاطر نسیمی است که در باغ میوزد.
در قاعده ی بوالهوسان فایده یی نیست
اکسیر سعادت سخن تلخ حکیمست
هوش مصنوعی: در اصول کسانی که فقط به لذتهای زودگذر فکر میکنند، هیچ سودی وجود ندارد. داروی خوشبختی در حقیقت، سخن تلخ و حکمتآمیز یک حکیم است.
حسن عمل ما نبود قابل احسان
امید عنایت همه بر خلق کریمست
هوش مصنوعی: عمل نیک ما آنقدرها ارزشمند نیست که شایستهٔ احسان باشد؛ پس تنها امید ما به مرحمت و لطف خداوند مهربان است.
طاعت نپسندی و شفاعت نپذیری
رحمی که دل یکجهت از غصه دو نیمست
هوش مصنوعی: تو از طاعت و بندگی خوشنود نیستی و شفاعت را هم نمیپذیری؛ دل کسی که به خاطر غم، دچار درد و رنج است، به دو نیم شده است.
شاهین تو در خون دلم پنجه فرو برد
وین شیفته غافل که به دست چه غنیمست
هوش مصنوعی: پرندهی آزاد و قویهوا در دل من نفوذ کرد و من این عاشق بیخبر نمیدانم که به چه چیز ارزشمندی دست یافتهام.
هرچند بلا بیش قویتر دل درویش
آنراست فغانی الم و ضعف که بیمست
هوش مصنوعی: اگرچه مشکلات و سختیها دل درویش را قویتر میکنند، اما او از فغان و احساس درد و ضعف خود میترسد.