برگردان به زبان ساده
عرق چکیده ز رویش ز آفتاب فرو
چنانکه از ورق گل چکد گلاب فرو
هوش مصنوعی: عرقی که از چهرهاش به خاطر گرمای آفتاب میچکد، همانند گلابی است که از گلها جاری میشود.
خطت چو سنبل مشگین بود سحرخیزی
گرفته هر طرفش نور آفتاب فرو
هوش مصنوعی: خط تو مانند گل سنبل تیره و زیباست و سحرگاهان، در هر گوشهاش نوری از آفتاب درخشیده است.
برآمدی چو مه چارده بگوشه ی بام
ز انفعال رخت رفت آفتاب فرو
هوش مصنوعی: تو همچون ماه چهارده از گوشه بام برآمدی و آفتاب از اثر یکنواختیات به کناری رفت.
گه نیاز اسیران نیاورد از ناز
بغمزه گوشه ی ابروی پر عتاب فرو
هوش مصنوعی: بعضی اوقات ناز و عشوههای معشوقه، حتی بر دل دلدادگان هم تأثیر میگذارد. او با یک نگاه و ابروهایی که پر از ناز و طعنهاند، دلها را میفریبد و در عین حال میتواند باعث درد و رنج آنان شود.
دمی که لذت تیغش بحلق می نرسد
نمیرود بگلویم ز غصه آب فرو
هوش مصنوعی: در لحظهای که لذت تیغ بر زبان نمیرسد، غم و اندوه مانند آبی که در گلو گیر کرده باشد، نمیتواند به راحتی فرو برود و مرا رها نمیکند.
چه سود زینهمه عرض نیاز و مسکینی
چو از کرشمه نیاید بهیچ باب فرو
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که به طور مکرر نیاز و فقر خود را نشان دهیم اگر به خاطر ترفندها و شیرینیهای زندگی به هیچجا نرسیم؟
کمال مرتبه ی شوق داشت پروانه
که تا نسوخت نیامد ز اضطراب فرو
هوش مصنوعی: پروانه به حدی نسبت به زیبایی نور شوق و اشتیاق داشت که تا وقتی نسوخت و از شدت اضطرابش آرام نگرفت، به سوی نور نرفت.
فغانی از غم دوران دگر نیارد یاد
که سر ز شوق لب برده در شراب فرو
هوش مصنوعی: فغان و نالهای از غم و غصههای روزگار دیگر بر زبان نمیآید، چون دل شاد و سرمست از محبت، لب به خوشی و نوشیدن شراب میزند.