برگردان به زبان ساده
ریخت شکوفه و مرا گریه برای او همان
غنچه شکفت و در دلم خار جفای او همان
هوش مصنوعی: شکوفهها ریختند و این باعث شد که من برای او گریه کنم، همانطور که غنچهای باز میشود. در دلم نیز درد و رنج ناشی از بیوفایی او مانند خاری است که به وجود آمده.
هر طرف از چمن گلی خاست برای بلبلی
در دل خاکسار من تخم وفای او همان
هوش مصنوعی: هر جا که گلهایی از چمن رویید، بلبلی میتواند در دل زمینی که خاکی و بیادعاست، تخم وفا و محبت خود را بگذارد.
جان بلب رسیده را آینه گشت تیغ تو
بود بمنزل عدم راهنمای او همان
هوش مصنوعی: جان بلب رسیده، به آینهای تبدیل شده که تیغ تو در آن نمایان است و این تیغ، راهنمای او به سوی عدم و نابودی است.
دل چو بحیله و فسون باز نماید از جنون
قطع نظر ز بودنش هست دوای او همان
هوش مصنوعی: دل مانند دامی است که به طرز فریبندهای بازش مینماید و از جنون و دیوانگیاش فارغ است. درمان این دل همان عشق و محبت است.
شد ز نظاره ی رخت هوش فغانی ای صنم
هست بطاق ابرویت دست دعای او همان
هوش مصنوعی: از تماشای چهرهات بیهوش شدم، ای معشوق! او به خاطر زیبایی ابروهایت، دعاهایش را به تو تقدیم میکند.