برگردان به زبان ساده
به سوی درد از گلشن افلاک میآید برون
لاله دلسوز و گل آتشناک میآید برون
هوش مصنوعی: از میان زیباییهای آسمانی، لالهای دلسوز و گلی که همچون آتش میسوزد، به سوی دنیای درد و رنج میآید.
کشتهٔ تیغ محبت را به جای برگ سبز
پارهٔ دل خونچکان از خاک میآید برون
هوش مصنوعی: محبت به اندازهای عمیق و تاثیرگذار است که باعث میشود فردی که دچار آسیب یا درد شده، احساساتی عمیق و خونین را از دل خود به نمایش بگذارد. به جای اینکه نشانهای از حیات و سرسبزی باشد، نشانههای از رنج و درد را به تصویر میکشد.
من به امید گهر این قطرهها بارم ز چشم
شوری بختم همان خاشاک میآید برون
هوش مصنوعی: من با امید به دست آوردن ارزش و زیبایی از این اشکها، از چشمانم میبارم و در نهایت، فقط چیزهای بیارزش و بیهوده از من بیرون میآید.
کشتهٔ آن شاه خوبانم که بهر صید دل
سرکش و عاشقکش و چالاک میآید برون
هوش مصنوعی: من عاشق آن شاه زیبایانی هستم که برای شکار دلهای سرکش و عاشق، با چالاکی و سرعت به میدان میآید.
روز صیدش آهو از چین و کبوتر از حرم
بر هوای حلقهٔ فتراک میآید برون
هوش مصنوعی: در روز شکار، آهو از دشت و کبوتر از حرم بیرون میآید تا در دایرهٔ تله trap به دام بیفتند.
کس نیارد جامهٔ تقوی برون از بزم عیش
زین چمن یوسف گریبانچاک میآید برون
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند لباس تقوا را از میهمانی لذت و خوشی به درآورد؛ مانند یوسف که با پیراهن چاکخوردهاش از این چمن بیرون میآید.
جمله خوبان فتنهجو باشند یا سلطان من
اینچنین عاشقکش و بیباک میآید برون؟
هوش مصنوعی: همهی انسانهای خوب دچار فتنهانگیزی هستند، یا این که آیا سلطان من اینگونه عاشقکُش و بیپروا به عرصه میآید؟
گرچه در آلودگی نقد فغانی صرف شد
چون دلش پاک است زآتش پاک میآید برون
هوش مصنوعی: هرچند که او در دنیای پر از فساد و مشکلات سرمایهداری به سر میبرد و در این شرایط، صدایش به فغان درآمده است، اما چون دلش پاک و زلال است، از آتش و دردهایی که آن را احاطه کرده، به خوبی و پاکی بیرون میآید.