برگردان به زبان ساده
ما نقد جان بگوشه ی میخانه برده ایم
دل را بچشم و غمزه ی ساقی سپرده ایم
هوش مصنوعی: ما جان خود را به گوشهی میخانه آوردهایم و دلتنگیام را به چشمان و ناز ساقی سپردهایم.
چون در حریم میکده مستان نوا کنند
ما هم برآوریم صدایی نمرده ایم
هوش مصنوعی: وقتی در محفل میخانه، عاشقان موسیقی و شادی سر دهند، ما نیز به رغم زنده بودن و حیات خود، صدایی بلند میکنیم.
در اشک ما مبین بحقارت که این شراب
از پرده های دیده ی روشن فشرده ایم
هوش مصنوعی: در اشکهای ما حقارت را نشان نده، چرا که این شراب را از چشمان روشنمان فشردهایم.
پیکان آبدار ز تیر و کمان چرخ
دلخواه تر ز قطره ی باران شمرده ایم
هوش مصنوعی: ما تیر و کمان را به عنوان وسیلهای محبوب و زیبا میدانیم و آن را با قطرهی باران مقایسه میکنیم؛ زیرا تیر آبدار و خوشمنظرهای که از کمان رها میشود، بیشتر از باران برای ما دلنشین است.
از بسکه خورده ایم فرو آتش نهان
مردم گمان برند که آبی فسرده ایم
هوش مصنوعی: به دلیل این که بسیار از مشاغل و دلتنگیها را تحمل کردهایم، دیگران فکر میکنند که ما به شدت ناراحت و بیاحساس هستیم، در حالی که در واقع ما احساسات عمیقی در درون خود داریم.
ما آن درخت بادیه خیزیم ای صبا
کز تندباد حادثه صد زخم خورده ایم
هوش مصنوعی: ما مانند درختی هستیم که در بیابان رشد کردهایم، ای نسیم، چرا که از طوفانها و حوادث مختلف، صد زخم و آسیب دیدهایم.
صدره باشک گرم فغانی و برق آه
نقش خودی ز صفحه ی خاطر سترده ایم
هوش مصنوعی: در اوج شوق و هیجان، فریادی از دل برمیآورم و همچون یک چشمبد، یادگارهایی از خود را از صفحهی ذهنم پاک کردهام.