برگردان به زبان ساده
دیده را فرش حریم حرمت ساخته ام
مردم دیده طفیل قدمت ساخته ام
هوش مصنوعی: من برای چشم خود، فرشی از احترام و ارادت به حریم تو قرار دادهام و مردم را به خاطر قدمهای تو، به عنوان سایهوار تو گرداندهام.
اینکه از وصل توام غنچه ی امید شکفت
گل آنست که با داغ غمت ساخته ام
هوش مصنوعی: من از آنچه به وصال تو امید داشتم، شکوفایی و شادی احساس کردم، اما در عین حال، غم و درد فراق تو را نیز پذیرفتهام.
تا خطت بر ورق لاله زد از مشک رقم
جان فدای خط مشکین رقمت ساخته ام
هوش مصنوعی: وقتی نامت بر روی برگ لاله با جوهر مشک نوشته شد، جانم را فدای خط زیبا و مشکیات کردهام و برای تو دل باختهام.
از تو جمعیتم این بس که دل مجنون را
بسته ی سلسله ی خم بخمت ساخته ام
هوش مصنوعی: من به خاطر تو به جمع و جوری در آمدهام که دل مجنون را به زنجیر عشق تو درآوردهام.
ای زبان قلم از وصف رخت شعله ی نور
دیده روشن ز سواد قلمت ساخته ام
هوش مصنوعی: ای زبان، با نوشتن تو، زیبایی چهرهات را که مانند شعلهای روشن و درخشان است، به تصویر کشیدهام.
چون فغانی زده بر هستی موهوم قدم
خویش را کشته ی تیغ ستمت ساخته ام
هوش مصنوعی: من به خاطر فریادهایی که بر دنیای خیالی زدهام، قدمهای خود را قربانی تبر ستم تو کردهام.