برگردان به زبان ساده
لب از می شسته وز آب لطافت روی چون گل هم
به خون دردمندان تاب داده زلف و کاکل هم
هوش مصنوعی: لبهایش شراب را بر چهرهاش نریخته و لطافتش مانند گل است. زلف و حالت موهایش نیز بهگونهای است که دردمندان را بهخود جلب میکند.
درون آی از درم کز پردهٔ هستی روم بیرون
ندارم بیجمالت بیش ازین صبر و تحمل هم
هوش مصنوعی: وارد خانهام شو، زیرا از دنیای وجود به بیرون میروم. نمیتوانم بیشتر از این بدون زیبایی تو صبر کنم و تحمل کنم.
تأمل تا به کی تدبیر تا چند ای نکوخواهان
گذشته کار و بار من ز تدبیر و تأمل هم
هوش مصنوعی: فکر کردن و برنامهریزی تا چه زمانی، ای کسانی که نیک میخواهید! گذشته من پر از دغدغه و تدبیر است.
به یاد قامت و زلفت روم در بوستان هردم
کشم در دیده شاخ ارغوان و جعد سنبل هم
هوش مصنوعی: به خاطر یاد تو، هر بار که به باغ میروم، شاخهای از ارغوان و جعدی از سنبل را در چشمم میکارم.
مرا خود میکشد از ناز چشم فتنهانگیزت
بران از غمزه افزون تا به کی تیغ تغافل هم
هوش مصنوعی: چشمان دلربایت به قدری جذاب است که مرا به سمت خود میکشد و با هر نگاهی که به من میاندازی، غم و اندوه را بیشتر میکنی. تا کی میخواهی با بیاعتنایی و نادیده گرفتن من، قلبم را آزاده کنی؟
فغانی بیش ازین افغان مکن در گلشن کویش
دمی از ناله کردن میشود خاموش بلبل هم
هوش مصنوعی: دیگر در باغش فریاد نزن، زیرا خاموشی بلبل به خاطر یک لحظه ناله کردن تو خواهد بود.