برگردان به زبان ساده
دلم پیاله ی خون جام لاله گون چکنم
شراب در کف و سوز تو در درون چکنم
هوش مصنوعی: دلم میخواهد پیالهای از خون داشته باشم، گویی مانند رنگ لالههاست. میخواهم شراب را در دستانم نگهدارم و درونم را با سوز عشق تو پر کنم.
به آتش دگری چون نمی روی از دل
بهرزه داغ دل خویشتن فزون چکنم
هوش مصنوعی: چرا به آتش دیگری نمیروی؟ وقتی درد دل خود را نمیتوانی تحمل کنی، چه کار میتوانی بکنم؟
توانم آنکه ترا مهربان خود سازم
ولی بکجروی بخت واژگون چکنم
هوش مصنوعی: من قادر هستم که تو را محبوب و مهربان خود کنم، اما سرنوشت و تقدیر به گونهای پیش میرود که این امر ممکن نیست.
دلم بگوشه ی دیوانگی قرار گرفت
دگر بدفع پریشانیش فسون چکنم
هوش مصنوعی: دل من در گوشهای از دیوانگی قرار گرفته و دیگر نمیدانم برای دور کردن این پریشانی چه باید بگویم یا چه تریاقی برایش بیابم.
خیال بود که آیم برون ز ظلمت هجر
نگشت شمع جمال تو رهنمون چکنم
هوش مصنوعی: فکر میکردم که میتوانم با خیال تو از تاریکی جدایی بیرون بیایم، اما نور زیبایی تو راهنمای من نشد.
مرا که گوش بر آواز مرغ نامه برست
نوای بربط و آهنگ ارغنون چکنم
هوش مصنوعی: من که به صدای پرنده توجه دارم و به نامهای که آورده شده گوش میدهم، چه لزومی دارد که به نوا و آهنگ سازها بپردازم؟
مگو که ناله مکن ای فغانی از غم یار
زیاده می شودم آتش درون چکنم
هوش مصنوعی: نگو که از غم یار ناله نکن، زیرا این کار فقط آتش درونم را بیشتر میکند.