برگردان به زبان ساده
چنان تیزست در خون ریختن مژگان خونریزش
که خون دل چکد از دیده ها چون بنگرم تیزش
هوش مصنوعی: مژگان او به قدری تیز و نافذ است که میتواند دل را جریحهدار کند و اشک از چشمها بریزد، به گونهای که هرگاه به او نگاه میکنم، این تیزی و تاثیری را درک میکنم.
لبش از عشوهٔ شیرین دهد کام دلم روزی
ولی در غمزه بیدادست چشم فتنه انگیزش
هوش مصنوعی: لبان او با شیرینی خاصی میتوانند دل من را شاد کنند، اما در نگاهش، کنایههای ناخوشایند و فتنهآمیزی وجود دارد که باعث غم و اندوه میشود.
درین باغ کهن چون سبزه ی نو خیزد از خاکم
هنوزم در نظر باشد خیال خط نوخیزش
هوش مصنوعی: در این باغ قدیمی، وقتی که سبزه تازه از خاک سر در میآورد، هنوز یاد و خیال جوانی و جوانهزنیام در ذهنم زنده است.
مگر آگه شد از سوز دل من شمع در گریه
که بس دلسوز می آید سرشک آتش آمیزش
هوش مصنوعی: شمع به خاطر ناراحتی من و غم دلسوزم متوجه شد، به همین خاطر در حال گریه کردن است و اشکهایش مانند آتش میسوزد.
ز شوق لعل میگونت بخون خود بود تشنه
دل بیمار من کز آب حیوانست پرهیزش
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و زیبایی تو، دل بیمار من که به شدت تشنه است، به خون خود مینالد. او از آب حیات دوری میکند و تنها خواهان توست.
فغانی می رود افتان و خیزان در عنان او
که آویزد دل پر خون بفتراک دلاویزش
هوش مصنوعی: فغان و نالهای به گوش میرسد، همانند حسی دردناک و پرهیجان که در دل نشسته است. دل شاد و پرخون، به سویی کشیده میشود که گویی در جستوجوی آرامش و عشق است.