برگردان به زبان ساده
میرسد عشق و دل افسرده میآرد به جوش
آه ازین آتش که خون مرده میآرد به جوش
هوش مصنوعی: عشق به سراغ انسان میآید و دل غمگین را به حرکت درمیآورد. آه و گلهای از این آتش برمیخیزد که جان و روح مرده را زنده میکند.
ما هلاک غمزهٔ آن شوخ و او گرم شکار
باز خون صید پیکان خورده میآرد به جوش
هوش مصنوعی: من در حال نابودی با ناز و دلربایی آن دختر بازیگوش هستم و او در حال لذت بردن از شکار است، در حالی که خون شکارش به جوش آمده و مانند پیکانی که به هدف خورده، به نحو چشمگیری تماشا میکند.
میرود مستانه میگوید بسوز و دم مزن
این سخنها عاشق آزرده میآرد به جوش
هوش مصنوعی: او با شور و ذوق خاصی حرکت میکند و میگوید هر چه میخواهی بسوز، اما درباره این موضوع صحبت نکن. این حرفها از دل عاشق رنجیده برمیآید و او را به طغیان میآورد.
تنگدل ماییم ورنه غنچهٔ او را چه باک
زان که جانهای به لب آورده میآرد به جوش
هوش مصنوعی: ما انسانهایی دلتنگ هستیم، اما او به ما چه آسیبی میزند؟ زیرا او جانهایی را که دیگر نمیتوانند صبر کنند، به هیجان و جنب و جوش میآورد.
رفته بودم در عدم از یک اشارت باز خواند
آن مسیحا صد چنین دل مرده میآرد به جوش
هوش مصنوعی: رفته بودم در حالت عدم و بیخبری، اما با یک اشاره، آن مسیحا دوباره صدایم کرد. او چنین دلهای مردهای را به زندگی و جوش و خروش میآورد.
آتشی هست اینکه میریزد فغانی اشک گرم
وز جگر این قطرهٔ نشمرده میآرد به جوش
هوش مصنوعی: آتشی در دل وجود دارد که از آن، اشکهای گرم جاری میشود و این قطرههای بیان نشده از جگر به خروش و جوش میآید.