برگردان به زبان ساده
هیچ دولت تا ابد باقی نمی ماند بکس
دولتی کان هست باقی دولت عشقست و بس
هوش مصنوعی: هیچ حکومتی برای همیشه پایدار نخواهد ماند، جز حکومتی که بر پایه عشق و محبت باشد.
مرغ دل تا دام زلف و دانه ی خال تو دید
طایر اندیشه ام افتاد در دام هوس
هوش مصنوعی: هنگامی که پرنده دل، زلف و دانه خال تو را مشاهده کرد، فکر و خیال من در دام آرزو گرفتار شد.
یار بی پروا و فریاد دل من بی اثر
هم ز دل فریادها دارم هم از فریاد رس
هوش مصنوعی: دوست من، بیپروا و بیاعتنا به فریادهای دل من است. هم احساسات دردناک خود را به او میگویم و هم از کسی که میتواند به من کمک کند، کمک میخواهم.
ریخت خون خلق و می سازد بجولان پایمال
قاتل ما بر اسیران تند می راند فرس
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف وضعیتی خونین و خشونتآمیز اشاره دارد که در آن، جان مردم گرفته میشود و قاتلان با سرعت و بیرحمی بر کسانی که تحت ظلم و ستم هستند یورش میبرند. در اینجا، تصویر شادی و زندگی به وضوح تحت تأثیر درد و رنجی قرار گرفته است که بر جانهای بیگناه وارد میشود.
بوی گل هر جا که خواهی می رسد ای عندلیب
خواه در گشت گلستان خواه در کنج قفس
هوش مصنوعی: بوی خوش گل در هر جایی که بخواهی به مشام میرسد، ای بلبل! چه در گلستان باشی و چه در گوشهای از قفس.
بینوایان را حضور گلشن و گلخن یکیست
دیگران در سرو و گل بینند و ما در خار و خس
هوش مصنوعی: بستگان و زندگی در بهشت و دوزخ برای ما بیتفاوت است. دیگران زیباییهای گل و درخت را میبینند، اما ما با زحمات و مشکلات خود سروکار داریم و در بین خار و علف زندگی میکنیم.
بگذر از خود تا رسی ایدل بدان محمل نشین
تا به کی سرگشته می گردی به آوازِ جرس
هوش مصنوعی: از خودت عبور کن تا به آرزویت برسی. در جایی آرام بنشین به چه زحمتی سرگردان و بیهدف میچَری؟ صدای زنگ، تو را به حرکت وادار کرده است.
بسکه می نالد فغانی بیتو شبهای دراز
صبح را از ناله ی او بر نمی آید نفس
هوش مصنوعی: افسوس و نالههای فراوان فغانی، شبهای طولانی را به طرز عجیبی پر کرده است، به طوری که از شدت نالههای او، صبحها نمیتواند نفس بکشد.