برگردان به زبان ساده
این نخل تازه بین که ندیدست خار کس
نگرفته رنگ دامنش از لاله زار کس
هوش مصنوعی: این درخت نخل جوان را ببین که هنوز کسی به او آسیب نرسانده و دامنش از باغ لالهها رنگین نشده است.
با آب خود بر آمده همچون گل بهشت
لب تر نکرده هیچگه از جویبار کس
هوش مصنوعی: او مانند گل بهشتی است که با آب خود رشد کرده و هرگز لب به آب جویبار نزده است.
آیینه اش ز آه کسان مانده در امان
ننشسته گرد بر دلش از رهگذار کس
هوش مصنوعی: آیینهاش از اشکها و دردهای دیگران محفوظ مانده و هیچ گرد و غباری از گذر زمان روی دلش ننشسته است.
شهری شد از کرشمه ی مستانه اش خراب
وز باده اش نرفته عذاب خمار کس
هوش مصنوعی: شهر به خاطر جذبه و دلربایی او ویران شد و هیچکس از خماری شراب او رنج نمیبرد.
مجروح ساخت تیغ زبانش دل همه
یکره نگشت مرهم جان فگار کس
هوش مصنوعی: زبانش مانند تیغ است و با حرفهایش دلها را مجروح میکند و هیچکس نمیتواند به تنهایی مرهمی برای دردهای عمیق جانش پیدا کند.
ای آنکه می روی ز پیش باز کش عنان
کان آهوی رمیده نگردد شکار کس
هوش مصنوعی: ای کسی که در حال رفتن هستی، کمی مکث کن و افسار خود را بکش؛ زیرا آهویی که فراری است، هرگز صید کسی نخواهد شد.
فریاد از آن حریف که هر چند می خورد
از کبر و ناز سر ننهد در کنار کس
هوش مصنوعی: نگرانی و درد دل از رفیقی است که هرچند به خاطر غرور و خودخواهیاش ضربه میخورد، هرگز تن به همکاری و همدلی نمیدهد.
ای کاش بر مراد کسی چون نمیرود
باری بوعده هم ندهد انتظار کس
هوش مصنوعی: ای کاش کسی بیخبر از موعود کسی مانند من نباشد و به هیچکس وعدهای ندهد که انتظارش را بکشد.
شمعی که روشنست فغانی بنور خود
پروا نمی کند بشبستان تار کس
هوش مصنوعی: شمعی که روشن است، به نور خود اهمیتی نمیدهد و به تاریکی اطرافش توجهی ندارد.